Author Archive

دنیای من

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (54 دقیقه قبل)

دنیای من

نمی دونم چرا؟می دونی الان داغونم اینو مطمئنم

تو این مدت دو بار فشارم افتاده رو ۶ اصلا نمی دونی این ربابی که می گفتی همیشه تو دلته تو چه وضعی

نمی دونی چشماش می خنده یا چشماش بارونیه نمی دونی درداشو به کی می گه

نمی دونی اگه می دونستی خیلی کارا می کردی

۱۲۱۱

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (56 دقیقه قبل)

سلام :)

دیشب خواب دیدم با رییسم دارم صحبت می کنم و بهش گفتم به ثم بگین بیاد، یا برگرده یا یه همچین چیزی !!! اونم گفت قبل از رفتنت یه سر بهش بزن یا یه خبر بهش بده یا یه همچین چیزی :)

تمام اون روزهای قشنگ…

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (58 دقیقه قبل)

این روزا جوجوی ما دوندون های پیش بالا را داره در میاره لثه اش هم ورم داره و شبا خوب نمی خوابه (خوب نمی خوابیم ) غذا خوردنش بهتر شده و البته کلی در مورد غداشون اظهار نظر می کنند و لب به هر غذایی هم نمی زنند فرنی و حریره را که مردم بس که درست کردم ولی لب نزد سوپ مرغ را دوست داره عاشق ماست و موزه . سیب پرتقال و خیار هویج نارنگی را هم تست کرده راستی پوره ی سیب زمینی و کته با ماست را هم خوب می خوره. (نوش جونت مامان بخور چاق و چله شی بابایی هی نگه لاغری ).

راستی شاید این اخرین پست امسال باشه که می نویسم برای ما که ساله خیلی خوبی بود خیلی خوبش از همه بیشتر بخاطر طاها کوچولو که خدای مهربون بهمون هدیه کرد . چقدر زود گذشت. شاید به سرعت باد…..

تمام اون روزهای قشنگ و اروم و پر از اضطراب بارداری انجام تمام ازمایشها اولین باری که صدای قلبش را که داره تند تند می زنه شنیدیم تند تند سونو رفتن تا شاید یه بار صورت ماه کوچولومون را ببینیم اخرین سونوی لعنتی که چقدر ترسوندمون و چقدر گریه کردم . اخرین شبی که تو دل مامان بودی و من و بابایی تا صبح خوابمون نبرد چند ساعت بعد که به دنیا اومدی و پرستار تو را به بابایی داده بود و تو داشتی تند تند انگشتت را می خوردی. وقتی برای اولین بار دیدمت و با دیدن صورت ناز و سفید لپ های صورتیت و لبای قرمزت تمام خستگیهای نه ماهه از تنم در اومد. شیر خوردنت شب بیداری ها زردی که گرفتی بستری شدنت . روزای خوبی که تو می خندیدی وقتی که ما را شناختی اولین باری که یه کوچولو غلت زدی روروئک که سوار شدی غذا که خوردی وقتی دندون در اوردی و و و ……..

طاها مامان جون تو کی بزرگ شدی که ما نفهمیدیم تو کی جلوی چشمای ما قد کشیدی که حالا مثل قرص ماه شدی. الهی قربونت برم .فدای تو که این همه خوشبختی را به من وبابایی هدیه کردی.

اری برفها ذره ذره اب میشود شب رفته رفته افتاب میشود

و دعای هر کسی رفته رفته توی راه مستجاب میشود .

طاها مامان جون تو دعای مستجاب مایی

خــــــــــــــــــــــــــــلی دوســـــــــــــــــــــــــــــــــتت داریـــــــــــــــــــــــــــم عزیــــــــــــــــــــزم

سال نو پیشاپیش مبارک.

عشـق یعـنی

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (1 ساعت قبل)

عشـق یعـنی با خـدا نـزد یک بودن

نـغـمـه امـیـّد و شـادی را، سـرودن

عشـق یعـنی پـیرو حـق وحـقـیـقـت

با خـدا بـودن به دور ازهر منـیـّت

عشق یعنی سازگاری ها نه سازش

همچـو خورشـید محبّت اوج تابـش

عشـق یعنی دل بـریـدن ها زناحـق

قـدرت تـلخی چـشیدن هـا زبا حـق

عشـق یعـنی سوی او پرواز کردن

در به روی عدل وایمان بازکردن

عشق یعنی خود شناسی اوپرستی

درسجودی سوی او دراوج مستی

عـشـق یعنی دل بریدن،تا رسـیدن

در گلـسـتان بـودن امّا گل نچـیدن

عشق یعنی زشت وزیبا راخریدن

با نـدیـدن هـا بـدیـدن هـا رسـیدن

عشق یعنی اوج تسلیم و رضایی

گوش بر هر امرو فرمان خدایی

عـشق یعـنی زنـده مانـدن تا ابـد

از دل و جان قـل هـو الله و احد

انتظار ساخت ۹ ساله کمربندی فریدونکنار به‌ سر نرسید

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (1 ساعت قبل)

کنار‌گذر بلاتکلیف شهرستان فریدونکنار هم اکنون مات و مبهوت همت مسئولان شده و با این پیشرفت لاک‌پشتی مطمنا آسفالت‌هایش در زمان افتتاح مانند موی سر منتظران اتمام این جاده سفید خواهد شد.
پروژه احداث بزرگراه چهار خط کنار گذر فریدونکنار (کمربندی جنوبی) به طول هفت کیلومتر از سال ۸۰ آغاز شد و ۹۰ درصد عملیات این پروژه با هزینه بالغ بر ۷۰ میلیارد ریال اعتبار به اتمام رسید که در صورت عدم بهره‌برداری به‌موقع از محور و عدم نگهداری از آن این سرمایه ملی تخریب خواهد شد، هرچند وضعیت کنونی نیز چنگی به دل نمی‌زند.
در راستای اجرای این کمربندی بک بار به علت بی تدبیری پل روگذر غیر هم سطح سوته اجرا و زمین‌های اطراف برای اجرای رمپ‌ها آزادسازی و خریداری نشد که این پل هم بلا استفاده و نیمه کاره مانده است.
البته ستون‌های پل روگذری قبل از تصمیم قطعی با هزینه‌های هنگفتی قد علم کرد و آنچه مشخص است سرمایه‌ها و بودجه‌های ملی در شهرستان فریدونکنار با بی‌تدبیری از بین می‌رود.
این کمربندی بدون افتتاح و اجرای تقاطع‌ها مدتی در حال استفاده بود که به دلیل تصادف‌های وحشتناک به طور کامل مسدود شد و در حال حاضر امکانی برای بهره‌برداری مجدد با توجه به تقاطع‌ها و عدم نصب گاردریل، خط کشی‌ها، تابلوهای علائم هشدار‌دهنده و آنچه که مورد نیاز عبور ایمن وسائط نقلیه است، امکان پذیر نخواهد بود، به طوری که چنین می‌توان گفت تقریباً میدان امر منسوخی در دانش ترافیک نوین در جهان امروز است.
یکی از ساکنان شهر فریدونکنار در این باره گفت: به خاطر غیرقابل استفاده بودن کمربندی جنوبی، یدک کش‌ها مجبورند از خیابان ۲۴ متری ساحلی داخل شهر گذرکنند که به سبب اینکه آسفالت آن برای عبور کامیون‌ها طراحی نشده باعث تخریب و ایجاد آسیب‌های محیطی و صوتی برای ساکنان اطراف خیابان ۲۴ متری می‌شود که مورد اعتراض ساکنان نیز هست.
وی با بیان اینکه این در صورتی است که سر پل‌ها و تیرهای پل تقاطع غیر همسطح آماده است اما به علت فقدان اعتبار کافی، همچنان این پروژه عظیم بلااستفاده است، تصریح کرد: بحث بی‌توجهی مسئولان شهرستان نیست، این یک پروژه ملی است اما این سرمایه عظیم ملی چرا بلااستفاده است.
یکی از رانندگان تاکسی منطقه نیز بیان داشت: بزرگراه چهار خط کنارگذر شهرستان فریدونکنار هم اکنون پیست جولان موتورسواران و خودروهای شیک، توزیع مواد مخدر، پیاده‌روی بزرگسالان منطقه و شست و شوی اتومبیل‌ها شده است.
به گفته وی عبور کامیون و اتوبوس‌ها از مسیر شهری و حتی خیابان ساحلی سبب ترافیک سنگین و همچنین سلب آسایش ساکنان منطقه در جوار دریای خزر شده است.
یکی از مدیران شهرستان فریدونکنار نیز گفت: اداره کل راه و ترابری استان مازندران و راهسازی شمال، کار تقاطع غیرهمسطح این کمربندی در شهرستان فریدونکنار را در شورای ترافیک استان در مهرماه سال جاری به تصویب رسانده بود.
به گفته وی که از ذکر نامش خوداری کرد طرح کمربندی هفت کیلومتری فریدونکنار از لحاظ فعال شدن بندر و ترافیک شهری موجود بسیار طرح عظیمی تلقی می‌شود که هم اکنون هشت سال از عمر آن می‌گذرد و ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد.
در دوره‌هایی که امکان تملک زمین‌های اطراف یا طرح‌های تقاطع‌های هم سطح آسان‌تر به نظر می‌رسید این کارها انجام نشد و این طرح بلاتکلیف مانده است و دلیل آن وجود دو تقاطع در مسیر کمربندی است و این درحالی‌ست که تقریباً پروژه به اتمام رسیده است و با اعتبارات قطره چکانی نیز کاری از پیش نمی‌رود و امید است حوزه راهسازی و وزارت راه و ترابری با تزریق اعتبارات لازم در احداث کنارگذر بیش از پیش تلاش کنند.
جمعی از کسبه و مردم فریدونکنار نیز در گفتگوهایی مشابه گفته‌اند: با روند فعلی فعالیت‌ها در کمربندی شهرستان فریدونکنار عاقبت این کمربندی مشخص نیست، طرح کمربندی در حال حاضر یکی از دغدغه‌های اصلی مدیران و مردم شهرستان است که باید با جدیت عمل و دقت در کمترین زمان ممکن و البته به بهترین نحو برطرف شود، دغدغه ایمنی مهم‌ترین دغدغه شهرستانی در این پروژه است و راه افتادن این کمربندی برای مردم شهرستان و مسافران و گردشگرانی که به فریدونکنار می‌آیند، حیاتی است.
البته باید از اینکه در این پروژه مصوبه شورای ترافیک استان، حرف مجری و پیمانکار و دغدغه‌های مردم و مدیران شهری راه‌های جداگانه از یکدیگر است، ابراز تاسف و تعجب کرد.
در حال حاضر هیچ گونه علائم هشدار‌دهنده و روشنایی در تقاطعی که در انتهای خیابان ولی عصر تقریبا راه‌اندازی شده وجود ندارد و باید در دو تقاطع تعیین تکلیف شود که همسطح است و یا به چه صورت دیگری است.
از تمام مسئولان مربوطه خواستواریم تا با جدیت هرچه بیشتر در راستای تعیین تکلیف نهایی این پروژه ملی چاره‌ای بیندیشند که در هر صورت اگر اتفاقی در این مکان رخ دهد، مدیران اجرایی باید پاسخگو باشند.
یکی دیگر از مدیران شهرستان فریدونکنار چندی پیش در این باره گفته بود: در حال حاضر با وجود شروع و افزایش فعالیت‌ها در بندر فریدونکنار افتتاح این پروژه بدون ایجاد تقاطع‌های غیرهمسطح به صلاح نیست، تا زمانی که تقاطع غیرهمسطح در محورهای سوته و آمل ایجاد نشود، عبور موقت به صرف سرعت در راه‌اندازی کمربندی به صلاح نیست.
وی از مسئولان مربوطه خواست تا در راستای تخصیص اعتبارات لازم برای تملک زمین و احداث تقاطع غیرهمسطح تلاش کنند تا پروژه‌ای که بیش از ۹۳ درصد پیشرفت فیزیکی دارد،‌ اینگونه به حال خود کند.
وی ادامه داد: حوادث آینده و خطرات ناشی از استفاده نادرست از این کمربندی بسیار مهم است و صرفاً نمی‌توان تحت عنوان عبور موقت آن را به بهره‌برداری صد درصدی رساند.

شهر من … شهر کودکیها

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (1 ساعت قبل)

صبح بود و باران

باران و بوی نم

ومسافر و رسیدن.

وچه زیبا بود

وقتی با نوازش نگاه کودکی بر صورتش چشمان خواب آلوده اش را گشود.

* دوتادندونِ خرگوشی و چشمای تیله ای لبخند زنان تکرار میکردن:

عمه ایی پاچو (یعنی پاشو)

سلام

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (1 ساعت قبل)

سلام

امیدوارم تعطیلات تا اینجا خوش گذشته باشه – ما که هنوز مشغول خانه ……….

توی این برگه هایی که برای عید داده بودیم یه برگه دعای عهد هم بود که دو تا معنی

داشت

۱ – یادمون نره که برای سال جدید چه عهدی ( و با چه کسی ) می خوایم ببندیم

۲- خوندن دعای عهد ۴۰ صبح پس از اداء نماز صبح توصیه شده که واقعا آدمو سیر می ده

اما نکته دیگه این که فقط دروس اختصاصی تکلیف دارن و عمومی ها ………..!

خدا نگهدار تا بعد

در خیابان وحشت زاده تاریک یک نفر گویی قلبش را مثل حجمی فاسد زیر پا له کرد

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (1 ساعت قبل)

خب شاید ی وقتایی باید قلب زیر پا له کرد!

شاید ی وقتایی عفونت کسالت ی دوست داشتن فاسد داره به کل وجودت میزنه.

ولی هیچ وقت دوست داشتنی رو که دارید با ترس از دست ندین!

با شک به نفرت تبدیلش نکنید.

با تردید از دستش ندین.

پی نوشت:

١) پیشنهاد می کنم آبشار سنگان رو برید. خیلی زیباست.

٢) صد دفعه گفتم وقتی فردا میخوای بری سر کار نرو بچرخ و بگرد. آخ که حسابی کوفتم!

نمی دانم….

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (1 ساعت قبل)

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.

ولی آنقدر مشتاقم ، که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یک ریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد!

بدین سان بشکند دائم ، سکوت مرگبارم را .

و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد!

شیرین ترین و تلخ ترین خاطره های سپاهان۸۸ از نگاه ساکت / غلبه بر سرخابی ها ی تهران

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (1 ساعت قبل)

محمد رضا ساکت عید نوروز را به همه ایرانیان به ویژه هواداران باشگاه فولاد مبارکه سپاهان تبریک و شادباش گفت .

مدیر عامل باشگاه فولاد مبارکه سپاهان در گفتگویی کوتاه با سایت باشگاه گفت : فرار سیدن نوروز ۸۹ را به همه ایرانیان عزیز در سراسر دنیا به ویژه عاشقان وو هواداران عزیز و دوست داشتنی سپاهان تبریک می گویم. امیدوارم در سال ۸۹ با جشن قهرمانی رقابت های لیگ برتر فوتبال و صعود شاگردان امیر قلعه نوعی به مراحل بعدی مسابقات لیگ قهرمانان آسیا با آنان همراه باشیم.

ساکت در مورد تلخی ها و شیرینی های سال ۸۸ با سپاهان چنین می گوید : فوت هوادار نوجوانان سپاهان مهدی فیاض نژاد عزیز در سانحه تصادفی که در راه بازگشت از ورزشگاه فولاد شهر پس از دیدار تیم های فولاد مبارکه سپاهان و استیل آذین اتفاق افتاد تلخ ترین و ناراحت کننده ترین رویداد در بین خانواده سپاهان بود .

شیرین ترین خاطره ها هم می توان به در اختیار گرفتن مجموعه بزرگ فرهنگی تفریحی فردوس در کنار کوه آتشگاه اصفهان اشاره کنم که پس از ٣سال موفق به در اختیار گرفتن این مجموعه برای فولاد مبارکه سپاهان شدیم .

ضمن اینکه مغلوب نمودن تیم های استقلال و پرسپولیس ظرف یک هفته توسط طلایی پوشان سپاهان هم از خاطرات خوب و جالب توجه سال ۸۸ بود.

یا مهدی(عج)

جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ (1 ساعت قبل)

بهار با توبیاید…

دلم هوای تو کرده هوای آمدنت

صدای پای تو آید صدای آمدنت

بها با توبیاید به خانه ی دل ما

سری به خانه ی ما زن صفای آمدنت

هنوز مانده به یادم که مادرم می خواند

زمان کودکی ام قصه ی آمدنت

حساب کردم ودیدم که با حساب خودم

تمام عمر به پایت نشسته ام

چقدر وعده ی وصل تو را به دل بدهم

چقدر جمعه بخوانم دعای آمدنت

نیامدی و دلم شکستی ای مولا

چه نذرها که نکردم برای آمدنت

جشنواره‌ی زمستانه‌ی داستانک‌های علمی تخیلی و فانتزی چلچراغ و آکادمی فانتزی برگزار گردید!

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

گفته‌اند چلچراغی بنویس که بشود در هفته‌نامه‌ی چلچراغ هم چاپش کرد. پس بگذارید خیالتان را راحت کنم که در این گزارش ویژه خبری از عدد و رقم نخواهد بود. جز این که به شما بگویم ۱۱۵ اثر توسط بیش از ۸۰ نویسنده به دبیرخانه‌ی مسابقه ارسال شد که از این میان ۱۹ داستانک (قول می‌دم این آخریش باشه) به بخش نهایی راه یافتند که ۳ داستانک اول (دیگه تکرار نمی‌شه) عنوان داستانک برتر جشنواره‌ی داستانک‌های زمستانی سال ۱۳۸۸ را از آن خود کردند.

برای آگاهی از نام داستانک‌های برگزیده به سایت اصلی بروید. آکادمی فانتزی

معرفی کتاب «سریر هوشیار»

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

نوشته: سید علی خواسته

نا کتاب: سریر هوشیار

نویسنده‌: سید علی خواسته

تصویرگر: امیر نساجی

ناشر: منادی تربیت

چاپ اول: ۱۳۸۸

شمارگان: ۳۰۰۰

گونه: فانتزی

سید علی خواسته از نویسندگان جوان گونه‌ی فانتزی کشور است که به تازگی به طور جدی وارد این عرصه شده‌است. او با داستان «آژرنگ» لینک به بیرون

در مسابقه‌ی بهترین داستان کوتاه ع.ت.ف سال ۱۳۸۷ شرکت کرد. کتاب حاضر هم در شانزدهمین دوره‌ی کتاب سال دانشجویی در بخش مولف جوان موفق به کسب جایزه شده‌است.

روزگار اعتیاد به وانموده‌ها، معرفی فیلم روزهای عجیب ساخته‌ی کاترین بیگلو

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

دسامبر۱۹۹۹. لس‌آنجلس به دلیل شورش‌های شهری و تنش‌های پلیسی به کابوسی مبدل شده‌است. این شورش‌ها ریشه‌ در قتل وحشیانه‌ی جریکو وان (گلن پالمر) خواننده‌ی هیپ هاپ و منتقد سرسخت سرکوب‌های فراگیرLAPD (اداره پلیس لس‌آنجلس) دارد.

در آخرین ساعت‌های هزاره، بازرس سابق پلیس و شیاد خیابانی فعلی، لنی نرو (رالف فاینس) در کار توزیع ضبط‌های SQUIDاست. تجاربی که مستقیماً از قشر مخ ضبط می‌شوند. این تجارب وقتی در یک وسیله‌ی‌ پخش خاص مینی دیسک، پلی‌بک می‌شوند، به کاربران امکان تجربه‌ی تمام ورودی‌های حسی را طوری می‌دهند که انگار آن‌ها خودشان دارند این کار را انجام می‌دهند. با وجود ظاهر شیک و فریبنده‌ی لنی، او عمیقاً مرد ناشادی است که هنوز بسیار دلبسته‌ی دوست دختر سابقش فیت (جولیت لوئیس) است و مکرراً لحظات بسیار خوش گذشته‌ی خود را با او در ضبط‌های SQUID از نو زندگی می‌کند و به حمایت‌های عاطفی بادی‌گاردش میس منسون (آنجلا بست) تکیه می‌کند.

داستانکِ برگزیده‌ی مسابقه‌ی داستانک نویسی یلدا: به رنگ هندوانه

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

داستانکِ «به رنگ هندوانه»، اولین داستانک، از سری داستانک‌های برگزیده‌ی، مسابقه‌ی داستانک نویسی یلدا است.

هیچ کس نمی‌دانست چه اتفاقی رخ داده است. ابری سیاه و سترون بر فراز شهر بود و هوا چنان رو به سردی می‌رفت که تا یک ساعت دیگر بخار پشت شیشه ها یخ بست.


مشترک پیشه شوید!

Bishe RSS Feed
پیوند