Archive for the ‘درگذشت’ Category

جنازه‌ی تو ندانم کدام حادثه بود – به یاد استاد غلامحسین مرزآبادی

جمعه, دی ۱۸م, ۱۳۸۸

به یاد استاد غلامحسین مرزآبادی…

روزهای آغازین پاییز هزارو سیصد و هشتاد و دو بود. پیرمردی از پله‌های طبقه‌ی دوم خود را بالا می‌کشید. مردی که از شیوه راه رفتن و طرز نگاهش، دنیادیدگی و بی حوصله‌گی تراوش می‌کرد و حق چنین بود که به دیوارهای دانشکده و مشتی دانشجوی از همه جا رانده با نگاه عاقل اندر سفیه بنگرد و افسوس که چنین نمی‌کرد! او داشته‌ها و تجربیاتش را در طبق اخلاص می‌نهاد و با نفسی گرفته سخن می‌گفت، در حالی که شهین و مریم و مکامبیز و ناصر در انتهای کلاس مشغول یکدیگر بودند و هاجر در آینه‌ی کوچکش خال گنده‌ی کنار دماغش را دستمالی می‌کرد و اندوهگین بود و ترم پنجم تازه آغاز شده بود…
مجله‌ی آگاهانه
عباس سلیمی آنگیل
awat.angil@gmail.com
جنازه‌ی تو ندانم کدام حادثه بود

اسماعیل فصیح درگذشت

دوشنبه, تیر ۲۹م, ۱۳۸۸

به گفته‌ همسر این نویسنده، بنا به خواسته‌ی خود فصیح که همواره نیز بر آن تأکید داشت، مراسم پرتشریفاتی برگزار نخواهد شد.
اسماعیل فصیح در سن ۷۵ سالگی درگذشت.
فرح عدالت ـ همسر این نویسنده‌ی پیش‌کسوت ـ با تأیید این خبر، به ایسنا، توضیح داد: اسماعیل فصیح عصر روز گذشته (پنجشنبه، ۲۵ تیرماه) در تهران و بیمارستان شرکت نفت درگذشت.
او گفت: فصیح از روز دوشنبه (۱۵ تیرماه) مصادف با ۱۳ رجب به‌دلیل مشکل عروق مغزی به بخش ICU بیمارستان منتقل شد که پس از انجام سی‌تی‌اسکن و سپری کردن شش روز در این بخش، سه روز را هم در بخش عمومی بیمارستان سپری کرد؛ اما از ساعت ۱۰ صبح روز گذشته، وضعیت او روبه وخامت گذاشت و ساعت دو بعدازظهر دوباره به ICU منتقل شد، ولی ساعت شش بعدازظهر دارفانی را وداع گفت.
به گفته‌ی همسر این نویسنده، بنا به خواسته‌ی خود فصیح که همواره نیز بر آن تأکید داشت، مراسم پرتشریفاتی برگزار نخواهد شد.
اسماعیل فصیح ـ رمان‌نویس و مترجم ـ در دوم اسفندماه سال ۱۳۱۳ در محله‌ی درخونگاه تهران (شهید اکبرنژاد فعلی ـ نزدیک بازار تهران) متولد شد. به‌گفته‌ی خودش بچه‌ی چهاردهمی یا شانزدهمی یک کاسب چهارراه گلوبندک است. دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان عنصری که حدودا تا پایان کشیده شدن جنگ جهانی دوم در ایران طول می‌کشد و سپس در دبیرستان رهنما، به انجام رساند.
فصیح در سال ۱۳۵۹ با سمت استادیار دانشکده‌ی نفت آبادان بازنشسته شد. این نویسنده در سه حوزه‌ی رمان، مجموعه داستان و ترجمه دست به قلم زده بود.
رمان‌هایش عبارت‌اند از: شراب خام (۱۳۴۷)، دل کور (۱۳۵۱)، داستان جاوید (۱۳۵۹)، ثریا در اغما (۱۳۶۳)، ‌ترجمه انگلیس در لندن (۱۹۸۵)، ترجمه عربی در قاهره (۱۹۹۷)، درد سیاوش (۱۳۶۴)، زمستان ۶۲ (۱۳۶۶)، ترجمه آلمانی (۱۹۸۸)،‌شهباز و چغدان (۱۳۶۹)، فرار فروهر (۱۳۷۲)، باده کهن (۱۳۷۳)، اسیر زمان (۱۳۷۳)،‌ پناه بر حافظ (۱۳۷۵)، کشته عشق (۱۳۷۶)، طشت خون (۱۳۷۶)، بازگشت به درخونگاه (۱۳۷۷)، کمدی تراژدی پارس (۱۳۷۷)، لاله برافروخت (۱۳۷۷)، نامه‌ای به دنیا (۱۳۷۹)، در انتظار (۱۳۷۹) و گردابی چنین حایل (۱۳۸۱).
مجموعه داستان‌ها: خاک آشنا (۱۳۴۹)، دیدار در هند (۱۳۵۳)، عقد و داستان‌های دیگر (۱۳۵۷)، ‌برگزیده داستان‌ها (۱۳۶۶) و نمادهای مشوش (۱۳۶۹).
و ترجمه‌ها: وضعیت آخر، بازی‌ها،‌ ماندن در وضعیت آخر، استادان داستان، رستم‌نامه، خودشناسی به روش یونگ، تحلیل رفتار متقابل در روان‌درمانی و شکسپیر.


مشترک پیشه شوید!

Bishe RSS Feed
پیوند