Archive for the ‘اخبار ادبی’ Category

باز هم خدا کلمه بود…

شنبه, اسفند ۸م, ۱۳۸۸

نگاهی گذرا به آخرین مجموعه شعر از فریاد شیری
چندی پیش آخرین مجموعه اشعار فریاد شیری را دیدم و خریدم؛ «ماه مهمان چشمان تو بود». چاپ اول، تابستان ۱۳۸۸، انتشارات مروارید

مجموعه‌ای همراه با تصویر. ایلیا تهمتنی برای هر شعر تصویری ذهنی کشیده است و … . «کلماطرح» عنوان فرعی کتاب است. این جمله هم در صفحه‌های آغازین به چشم می‌خورد؛ «برای کلمه‌های احمد شاملو و طرح‌های پرویز شاپور». یادآور کاریکلماتورهای پرویز شاپور…
عباس سلیمی آنگیل
http://www.angil.blogfa.com”>

جشنواره‌ی زمستانه‌ی داستانک‌های علمی تخیلی و فانتزی چلچراغ و آکادمی فانتزی برگزار گردید!

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

گفته‌اند چلچراغی بنویس که بشود در هفته‌نامه‌ی چلچراغ هم چاپش کرد. پس بگذارید خیالتان را راحت کنم که در این گزارش ویژه خبری از عدد و رقم نخواهد بود. جز این که به شما بگویم ۱۱۵ اثر توسط بیش از ۸۰ نویسنده به دبیرخانه‌ی مسابقه ارسال شد که از این میان ۱۹ داستانک (قول می‌دم این آخریش باشه) به بخش نهایی راه یافتند که ۳ داستانک اول (دیگه تکرار نمی‌شه) عنوان داستانک برتر جشنواره‌ی داستانک‌های زمستانی سال ۱۳۸۸ را از آن خود کردند.

برای آگاهی از نام داستانک‌های برگزیده به سایت اصلی بروید. آکادمی فانتزی

معرفی کتاب «سریر هوشیار»

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

نوشته: سید علی خواسته

نا کتاب: سریر هوشیار

نویسنده‌: سید علی خواسته

تصویرگر: امیر نساجی

ناشر: منادی تربیت

چاپ اول: ۱۳۸۸

شمارگان: ۳۰۰۰

گونه: فانتزی

سید علی خواسته از نویسندگان جوان گونه‌ی فانتزی کشور است که به تازگی به طور جدی وارد این عرصه شده‌است. او با داستان «آژرنگ» لینک به بیرون

در مسابقه‌ی بهترین داستان کوتاه ع.ت.ف سال ۱۳۸۷ شرکت کرد. کتاب حاضر هم در شانزدهمین دوره‌ی کتاب سال دانشجویی در بخش مولف جوان موفق به کسب جایزه شده‌است.

روزگار اعتیاد به وانموده‌ها، معرفی فیلم روزهای عجیب ساخته‌ی کاترین بیگلو

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

دسامبر۱۹۹۹. لس‌آنجلس به دلیل شورش‌های شهری و تنش‌های پلیسی به کابوسی مبدل شده‌است. این شورش‌ها ریشه‌ در قتل وحشیانه‌ی جریکو وان (گلن پالمر) خواننده‌ی هیپ هاپ و منتقد سرسخت سرکوب‌های فراگیرLAPD (اداره پلیس لس‌آنجلس) دارد.

در آخرین ساعت‌های هزاره، بازرس سابق پلیس و شیاد خیابانی فعلی، لنی نرو (رالف فاینس) در کار توزیع ضبط‌های SQUIDاست. تجاربی که مستقیماً از قشر مخ ضبط می‌شوند. این تجارب وقتی در یک وسیله‌ی‌ پخش خاص مینی دیسک، پلی‌بک می‌شوند، به کاربران امکان تجربه‌ی تمام ورودی‌های حسی را طوری می‌دهند که انگار آن‌ها خودشان دارند این کار را انجام می‌دهند. با وجود ظاهر شیک و فریبنده‌ی لنی، او عمیقاً مرد ناشادی است که هنوز بسیار دلبسته‌ی دوست دختر سابقش فیت (جولیت لوئیس) است و مکرراً لحظات بسیار خوش گذشته‌ی خود را با او در ضبط‌های SQUID از نو زندگی می‌کند و به حمایت‌های عاطفی بادی‌گاردش میس منسون (آنجلا بست) تکیه می‌کند.

داستانکِ برگزیده‌ی مسابقه‌ی داستانک نویسی یلدا: به رنگ هندوانه

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

داستانکِ «به رنگ هندوانه»، اولین داستانک، از سری داستانک‌های برگزیده‌ی، مسابقه‌ی داستانک نویسی یلدا است.

هیچ کس نمی‌دانست چه اتفاقی رخ داده است. ابری سیاه و سترون بر فراز شهر بود و هوا چنان رو به سردی می‌رفت که تا یک ساعت دیگر بخار پشت شیشه ها یخ بست.

از داستانک‌های برگزیده‌ی مسابقه‌ی داستانک‌نویسی یلدا

شنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸

میم شیشه‌های چشمی‌اش روی صورتش را جابه‌جا می‌کند، بعد برش می‌دارد، ولش می‌کند روی هوا، که با این جاذبه کم –همه‌اش مشکل بودجه است، تولید جاذبه مصنوعی خیلی گران درمی‌آید- در همان حوالی معلق می‌شود، پارچه‌ای از یکی از جیب‌هایش در می‌آورد، شیشه‌ها را می‌گیرد و با پارچه تمیزشان می‌کند، دوباره آن را به صورتش می‌زند و اخم می‌کند… حتما خوب پاک نشده است… ولی چاره‌ای نیست… چیز غریبی است، می‌گوید اسمش عینک است و برای این می‌زند که به نظرش بامزه است… درک نمی‌کنم… دوباره سرش را پایین می‌اندازد و به دستورالعمل‌های بارگیری خیره می‌شود. ولی من همیشه می‌دانستم که فقط سرش در کاغذ است و دارد فکر می‌کند… دارد به الف فکر می‌کند…

های خدای قبر های خاک خورده،این مردگان دیروز را هم به دانش امروز مجازات می کنی؟؟؟

چهارشنبه, دی ۳۰م, ۱۳۸۸

های خدای قبر های خاک خورده،این مردگان دیروز را هم به دانش امروز مجازات می کنی؟؟؟

قبر من قبر زیرین باشد.که نرسد صدای پایتان از دور. که نپرم از خواب. که نخورد سنگ لحد به سرم. زیر خاک باندی نیست چسبی نیست. مادری نیست که بعد از ترسم بدهد یک لیوان آب به من.پدری نیست که بگوید آرام، خواب دیده یی انگار ، قبرمن قبر زیرین……….

جنازه‌ی تو ندانم کدام حادثه بود – به یاد استاد غلامحسین مرزآبادی

جمعه, دی ۱۸م, ۱۳۸۸

به یاد استاد غلامحسین مرزآبادی…

روزهای آغازین پاییز هزارو سیصد و هشتاد و دو بود. پیرمردی از پله‌های طبقه‌ی دوم خود را بالا می‌کشید. مردی که از شیوه راه رفتن و طرز نگاهش، دنیادیدگی و بی حوصله‌گی تراوش می‌کرد و حق چنین بود که به دیوارهای دانشکده و مشتی دانشجوی از همه جا رانده با نگاه عاقل اندر سفیه بنگرد و افسوس که چنین نمی‌کرد! او داشته‌ها و تجربیاتش را در طبق اخلاص می‌نهاد و با نفسی گرفته سخن می‌گفت، در حالی که شهین و مریم و مکامبیز و ناصر در انتهای کلاس مشغول یکدیگر بودند و هاجر در آینه‌ی کوچکش خال گنده‌ی کنار دماغش را دستمالی می‌کرد و اندوهگین بود و ترم پنجم تازه آغاز شده بود…
مجله‌ی آگاهانه
عباس سلیمی آنگیل
awat.angil@gmail.com
جنازه‌ی تو ندانم کدام حادثه بود

فراخوان مسابقه آثار ادبی با موضوع امام(قدس) و انقلاب اسلامی

شنبه, دی ۵م, ۱۳۸۸

به گزارش لوح :

به منظور گرامی داشت مقام شامخ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) و آشنا ساختن نسل جوان با اندیشه ها و مجاهدت امام راحل از طریق آثار ادبی، واحد کودک و نوجوان موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) با همکاری دفتر آفرینش های ادبی حوزه هنری یک دوره مسابقه نگارش آثار ادبی با موضوع امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ویژه مخاطبان کودک و نوجوان برگزار می نماید.
به همین منظور از کلیه نویسندگان، شاعران، هنرمندان و همچنین جوانان اهل قلم دعوت می شود تا آثار ادبی خود را برای شرکت در این مسابقه ارسال نمایند.
شرایط مسابقه:
۱٫ مسابقه شامل قالبهای شعر، داستان کوتاه و بلند، رمان، خاطره، نمایشنامه و قطعه ادبی خواهد بود.
۲٫ شرکت در مسابقه محدوده سنی ندارد و کلیه نویسندگان می توانند در مسابقه شرکت نمایند.
۳٫ آثار ارایه شده باید مناسب مطالعه توسط گروه سنی کودک و نوجوان (یکی از گروههای سنی از خردسال تا پایان دوره دبیرستان) باشد.
۴٫ مهلت ارسال آثار اول دی ماه ۱۳۸۵ خواهد بود.
۵٫ آثار نویسندگان حرفه ای ، جوانان اهل قلم و نوجوانان جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۶٫ زمان اعلام نتایج و اهدا جوایز در بهار ۱۳۸۶ خواهد بود.
۷٫ آثار برگزیده توسط موسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی منتشر خواهد شد و به آثار منتشره حق التالیف پرداخت خواهد شد.
۸٫ نویسندگان برای شرکت در مسابقه باید آثار خود را به بخش ادبیات دفاتر استانی یا شهرستانی حوزه هنری در سراسر کشور تحویل دهند و یا مستقیما به نشانی دبیرخانه ارسال نمایند.
نشانی دبیرخانه: تهران: خیابان شهید باهنر (نیاوران) خیابان یاسر، کوچه سوده ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) ، واحد کودک و نوجوان . تلفن ۵ _ ۲۲۲۹۰۱۹۱

نگاهی به کتاب سال بلوا نوشته عباس معروفی درهفتادمین شماره ماهنامه فرهنگی، ادبی ماندگار

شنبه, دی ۵م, ۱۳۸۸

ماهنامه فرهنگی، ادبی ماندگار هفتادمین شماره خود را در آغاز زمستان ٨٨ منتشر کرد.
“حکایت معصومیت ابلهانه” عنوانی است که بر یادداشت نگاهی به کتاب سال بلوا نوشته عباس معروفی قرار داده شده است . این یادداشت در این شماره ماندگار، ماندگار شد.

دبیات اینترنتی را جدی بگیریم.

شنبه, دی ۵م, ۱۳۸۸

یات اینترنتی را جدی بگیریم.
منصوره اشرافی
ashrafi_mansoureh@yahoo.com
آثار دیگری از این نویسنده

مقدمه:

البته پوشیده نیست که در حال حاضر تمامی بار ادبیات بر دوش کاغذ گذاشته نشده است و در این میان اینترنت هم، سهمی را از آن خود کرده است. ما بنا بر سبک و سیاقی دیرپا عادت کرده‌ایم که به ادبیات ـ غیر از مقوله‌ی شفاهی آن ـ به چشم کلمات نوشته‌شده بر کاغذ نگاه کنیم، ادبیات را تا به حال در قالب کلاسیک آن یعنی کتاب شناخته‌ایم و با آن انس گرفته‌ایم. گمان می‌کنیم ماندگاری نوشته‌ها و کلمات بر روی کاغذ متحمل‌تر است، در حالی که اکنون و در عصر حاضر به خاطر سهولت در ارتباطات، ادبیات اینترنتی می‌تواند خیلی راحت‌تر و سریع‌تر به دست مخاطبان خود برسد.
خصوصن که الان ادبیات کاغذی ما در شرایطی به سر می‌برد که از هر ۱۰۰۰ نسخه‌ی کتاب داستان و یا شعری که چاپ می‌شود ـ باز داستان وضعش از شعر بهتر است ـ صد عدد آن بیش‌تر به فروش نمی‌رسد و بقیه یا تحویل نویسنده داده می‌شود که خودش فکری به حال آن‌ها بکند و یا این‌که آن‌قدر در انبارهای ناشران و پخشی‌ها و… می‌مانند تا روزی که تمام شوند که آن روز هیچگاه چندان نزدیک هم نبوده است.

نقد رمان همنوایی شبانه ارکستر چوب ها- نوشته رضا قاسمی

شنبه, دی ۵م, ۱۳۸۸

نقد رمان همنوایی شبانه ارکستر چوب ها- نوشته رضا قاسمی

این نواهای مرموز شبانه از کجا می آید,اینسان غبارآلود
آمده, چونان غوغای زیستن نافرجام
تا سکوت مرگ بی آغاز را
بر هم بزند با همنوایی اش, نهیب آگین
و شستشو دهدش در سایه روشن بیداری…

رمان همنوایی شبانه ارکستر چوبها ,نوشته ی رضا قاسمی,میوه ای از شاخه ی � ادبیات بحران و فاجعه � است روییده بر درخت تناور و بالنده ی ادبیات داستانی پارسی, بر شاخساری تن کشیده و پیش رفته تا سرزمین های دور دست, در آن سوی مرزها. از همان نخستین جملات رمان, نویسنده هشدار می دهد و می آگاهاند که با بحرانی فاجعه آمیز سر و کار داریم:
� مثل اسبی بودم که پیشاپیش وقوع فاجعه را حس کرده باشد.�

نقد رمان پروانه آبی نوشته نور خاطر ترجمه رضا عامری

شنبه, دی ۵م, ۱۳۸۸

نقد رمان پروانه آبی نوشته نور خاطر ترجمه رضا عامری
رمان با یک زمان‌شکنی آغاز می‌شود: جنازه مادر بزرگ. زمان‌شکنی‌ای که با توجه به روایت تعریف شده است، اما کم‌کم این رویکرد به زمان به نفع حکایت از بین می‌رود.

نمی‌خواهم روی ماه خداوند را ببوسم نقدی بر کتاب «روی ماه خداوند را ببوس»

شنبه, دی ۵م, ۱۳۸۸

مصطفی مستور نویسنده‌ی کتاب درباره‌ی خود می‌نویسد:
«اولین داستان را ۱۳۶۹ نوشتم و منتشر کردم. مجله‌ی کیان. دو چشم‌خانه‌ی خیس. اولین کتابم خردادماه ۱۳۷۷ منتشر شد: عشق روی پیاده‌رو. ۱۲ داستان کوتاه. بعد کتاب‌های دیگر از راه رسیدند. و همه در روزهایی که چه شتابناک می‏گذرند. انگار نیامده تمام شده‌اند. از طلوعی تا غروبی انگار فقط چند دقیقه است و من حالا که نگاه می‌کنم می‌بینم سی و چند داستان کوتاه نوشته‌ام در چهار مجموعه داستان و دو داستان بلند و یک نمایش‌نامه و چهل یادداشت بر حواشی چهل عکس و یک کتاب درباره‌ی مبانی تئوریک قصه‌نویسی. ترجمه‌هایی هم داشته‌ام: بیست داستان کوتاه ـ همه از کارور ـ تعدادی شعر باز هم از کارور و یک کتاب درباره‌ی کیشلوفسکی، فیلم‌سازی که عمیقن تحسینش می‌کنم، که برای همه‌ی عمر من کافی است.»

نقدی بر کتاب راه شیری

شنبه, دی ۵م, ۱۳۸۸

راه شیری
نوشته ی محمد ایوبی
انتشارات طهوری، ۱۳۷۸
۲۶۴ صفحه، ۱۲۰۰ تومان
شاید «راه شیری» بی نیاز از ویرایشی عمومی و نهایی نباشد، رسیدن به زبان و نثر معیار، پس از سد سال داستان نویسی نوین و با وجود ده ها مدافع و سدها مدعی، ضروری و بی اجتناب است تا در غیاب مدیریت بحران نقد ادبی، نویسندگان چنین، خود، آن را نمایندگی کنند. نویسنده با نقل قول مستقیم نمونه های گذشته، از مجموعه ی گرسنگی های ماضی و مضارع، مجمع الجزایری در دریای تضادهای طبقاتی و صور استثمار در نمایش آورده است که به اگر، اثر «مجمع الجزایر گرسنگی» نام می پذیرفت. و شاید! خواسته باشد: قدرت نمایی ادبی خویش را در خلق زبان و انشا با اهم امهات قدر نویسان پیش در منش و سنجش آورد، و پویش تکاملی نثر فارسی را نشان دهد. هرگاه تجربه ی زبان قدر، سد رشد مضمونی داستان های نو و زبده و راه یابی به کوهسپاران خلق حادثه و جدال، نیز شده باشد، چه باک! تجربه اندوزی درکارگاه یابی در و دیوار زبان و رسیدن به تجرب و حذاقت خود به خود، در ارتقای تدریجی مضمون را نیز، پی سپر دارد.

اگر فراغتی باشد، و ساعتی با «راه شیری» بنشینی، به گمانش برای مشاعره آمده ای، دیوانی ناطق می گردد از فراوانی انواع مضامین متنوع.
شعر در این اثر، طوماری است به بلندای آفتاب و درازی نای یلدا به قطر دویست و شصت و چهار صفحه ی رقعی. ناگزیر به ناچیزی بسنده می آید:


مشترک پیشه شوید!

Bishe RSS Feed
پیوند