گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
DYBA
DYBA دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۴
صاادقانه دروغ میگویند وعاشفانه خیانت میکنند .....
ای کاش....
دلها آنقدر پاک بود که برای گفتن دوستت دارم نیازی به قسم خوردن نبود


 
لینک یادداشت
Nastaran88
Nastaran88 پنج شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۲
<<درد و گریز>>
رفتم
مرا ببخش و مگو وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق اتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم که داغ بوسه پر حسرت تو را
با اشک های دیده زلب شست شو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگه به خود ابرو دهم
رفتم مگو
مگو که چرا رفت ننگ بود
عشق من و نیاز تو سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت،چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یکباره راز ما
رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لا به لای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به اغوش سرد هجر
ازرده از ملامت وجدان گریختم
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله ی اتش از من نگیر
می خواستم که شعله شوم و سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
روحی مشوشم که شبی بی خبر زخویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم لایق تو عشق تو نیستم

 رحمانی110: مگو وفا نداشت...
 barbod: خدایا،چقدر فروغ رو دوست دارم...
 Nazgol91: اگه وفا داشت نمیرفت
 eshghepenhan: وحیده : عالیه نسترن جون . ممنون عزیزم .
 eshghepenhan: وحیده : عالیه نسترن جون . ممنون عزیزم .
 ias26: +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
 
لینک یادداشت
سعیده قشونی
سعیده قشونی پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
زندگی زیباست
 ias26: کجاش دقیقا
 
لینک یادداشت
فیروزه ت
فیروزه ت دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳
تلخ است که لبریزحقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی،
پاییز بهاریست که عاشق شده است ....
برای هم دوستان پاییزیم


 manisa: عالی
 ias26: حقایق تلخ است
 
لینک یادداشت
pat
pat سه شنبه ۳ آذر ۱۳۹۴
خدایا خسته ام من

نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته ی من
چرا فسرده است این قلب پر سوز

ز جمع آشنایان می گریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم، که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتند

دل من، ای دل دیوانه ی من
که می سوزی از این بیگانگی ها

مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را، بس کن از این دیوانگی ها

 
لینک یادداشت
sinax2
sinax2 پنج شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۱

نمایش در اندازه اصلی
نویسنده: فروغ فرخزاد
نوشته فروغ فرخزاد
داستان کوتاه
9صفحه


 سهیلا932151097: سلام با وحید فرخرزاده فامیل هستی
 Viriaeini: سلام ،،جالب بود ونوستالژیک خانم
 
لینک یادداشت
صمیم.ع.اسمعیلی
صمیم.ع.اسمعیلی یکشنبه ۵ مهر ۱۳۹۴
درچوبی

 

وقتی اولین اتوبوس
ازلب کاسه های اشک اندود
برکوچه های شناوردر
نوروغبار دور گردید
یک درچوبی
دودر چوبی 
سه درچوبی
چند در چوبی
چندین درچوبی
برای بازماندن
هیچوقت آهنی نشدند
شاید
یک نفر
دونفر
سه نفر
چند نفر
چندین نفر
ازآخرین اتوبوس 
باسرنشین های باجان ایستاده
جامانده باشند
پیاده...
از خم کوچه های غوطه ور در
وسعت حزنی خاک آلود
درآینه ای سپید برسند
×صمیم.ع.اسمعیلی×
شعر دفاع مقدس
×


 
لینک یادداشت
صمیم.ع.اسمعیلی
صمیم.ع.اسمعیلی جمعه ۳ مهر ۱۳۹۴
صمیم.ع.اسمعیلی samim.a.esmaeili

 
لینک یادداشت
صمیم.ع.اسمعیلی
صمیم.ع.اسمعیلی پنج شنبه ۲ مهر ۱۳۹۴
صمیم.ع.اسمعیلی samim.a.esmaeili

 
لینک یادداشت
Bahar80
Bahar80 پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
...

 صمیم.ع.اسمعیلی: ماندگار
 صمیم.ع.اسمعیلی: ماندگار