گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
mehrdad221
mehrdad221 شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳
درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر ما را نیست پایان الغیاث
دین دل بردند و قصد جان کنند / الغیاث از جور خوبان الغیاث
در بهای بوسه ای جانی طلب / می کنند این دلستانانان الغیاث
خون ما خوردند این کافر دلان / ای مسلمانان چه درمان الغیاث
همجو حافظ روز و شب بی خویشتن / گشته ام سوزان و گریان الغیاث

 
لینک یادداشت
Elaheh 1990
Elaheh 1990 چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۳

هزار جهد بکردم که یار من باشی // مرادبخش دل بی‌قرار من باشی

چراغ دیده شب زنده‌دار من گردی // انیس خاطر امیدوار من باشی

چو خسروان ملاحت به بندگان نازند // تو در میانه خداوندگار من باشی

از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او // اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی

در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند // گرت ز دست برآید نگار من باشی

شبی به کلبه احزان عاشقان آیی // دمی انـیـس دل سوگوار من باشی

شود غزاله خورشید صید لاغر من // گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی

من این مراد ببینم به خود که نیم شبی // به جای اشک روان در کنار من باشی

من ار چه حافظ شهرم، جوی نمی‌ارزم // مگر تو از کرم خویش یار من باشی
..


 samiraa: یار دلدار من ار قلب بدین سان شکند//ببرد زود به جانداری خویش پادشهش
 
لینک یادداشت
Elaheh 1990
Elaheh 1990 چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۳

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی // به دلپذیری نقش نگار ما نرسد !



 هومن نیک پرورد: به به ...به به... ای جان حافظ
 samiraa: دوش وقت سحر ازغصه نجاتم دادند//وندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 mehrdad221: درد ما را نیست درمان الغیاث / هجر مارا نیست پایان الغیاث
 
لینک یادداشت
سارا
سارا سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳
دو نمونه تلمیح در اشعار حافظِ جان:

از نامه ی سیاه نترسم که روز حشر
با فیض فضل او صد از این نامه طی کنم

زمر. 53 : از بخشایش خدا نومید مباشید , که خدا همه ی گناهان را می بخشاید.

گر هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگـــــاه دار سر رشته تــــا نـگه دارد

بقره.40: به پیمان من وفادار مانید, تا به پیمان شما وفادار مانم.

 
لینک یادداشت
ایشتار
ایشتار پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

 
لینک یادداشت
سارا
سارا پنج شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۳
هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی

ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی

گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی....


 سیدمجید.ج: بسیار عالی
 
لینک یادداشت
abden
abden چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایت دهرا من هجرک القیامه
دارم من از فراقش در دیده صد علامت لیست دموع عینی هذا لنا العلامه
هر چند کازمودم از وی نبود سودم من جرب المجرب حلت به الندامه
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم و الله ما راینا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین حتی یذوق منه کاسا من الکرامه

 
لینک یادداشت
سارا
سارا چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۳

درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث

دین و دل بردند و قصد جان کنند
الغیاث از جور خوبان الغیاث

 
لینک یادداشت
باغبون دریا
باغبون دریا دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳
ﺧﺮﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺰ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺑﺮﻭﻡ
ﺭﺍﺣﺖ ﺟﺎﻥ ﻃﻠﺒﻢ ﻭ ﺍﺯ ﭘﯽ ﺟﺎﻧﺎﻥ ﺑﺮﻭﻡ

ﮔﺮ ﭼﻪ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺒﺮﺩ ﺭﺍﻩ ﻏﺮﯾﺐ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﻮﯼ ﺳﺮ ﺁﻥ ﺯﻟﻒ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺑﺮﻭﻡ


 kakavand: ﺧﺮﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺰ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺑﺮﻭﻡ
 سارا: این عالیه...
 
لینک یادداشت
باغبون دریا
باغبون دریا سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد