گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
بانویی از دیار سبز
بانویی از دیار سبز شنبه ۵ تیر ۱۳۹۵
امشب
باد و باران هر دو می کوبند:
باد خواهد بر کند از جای سنگی را
وباران هم
خواهد از آن سنگ نقشی را فرو شوید.
هر دو می کوشند.
می خروشند.
لیک سنگ بی محبا در ستیغ کوه
مانده بر جا استوار، انگار با زنجیر پولادین.
سال ها آن را نفرسوده است.
کوشش هر چیز بیهوده است.
کوه اگر بر خویشتن پیچید،
سنک بر جا همچنان خون سرد می ماند
و نمی فرساید آن نقشی که رویش کند در یک قرصت باریک
یک نفر کز صخره های کوه بالا رفت
در شبی تاریک.