گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
synergy
synergy دوشنبه ۸ تیر ۱۳۹۴
روز معلم
روز معلم بود , قرار بود ساعت 10 صبح زنگ بزنند بچه ها بروند خونه.. از صبح تو کلاس بد بختی داشتم بچه ها کلاس رو گذاشته بودند رو سرشون. حال درس دادن هم نداشتم,کتاب را تموم کرده بودم عین خر تو گل گیر کرده بودم نباید به این زودی کتاب را تموم می کردم هنوز دو هفته تا پایان سال مونده بود به ساعتم نگاه کردم خدا خدا می کردم زودتر زنگ را بزنند قرار بود یک شورای تشریفاتی تو مدرسه تشکیل بشه بعدش ناهار بدن.
زنگ را زدند بجه ها که خیلی وقت بود منتظر زنگ بودند نعره کشان از تو کلاس فرار کردند موقع رفتن هم تو سر و کله هم می زدند .
داشتم از روی میز کتابهایم را جمع می کردم دوتا از بجه ها رو بروم ایستاده بودند بقیه رفته بودند. مهران جعفری بود با خنده گفت; راستی آقا مادر سینا پیدا شد.
گفتم ; چه خوب,کجا بود؟
گفت: با یکی از پسرای تو مجتمعشون رفته بود شمال.. صفا سیتی
نیما جعفری خندید و گفت: دو تای یک هفته با هم حال کردند
گفتم: وای باباش چیزی نگفت؟
گفت: نه آقا باباش عملیه اوضاعش خرابه. یکی دو روزی تو خونه شون دعوا بود ولی آشتی کردند
سعی کردم بی اعتنا باشم گفتم شما دو تا آمار همه محل رو دارید؟
نیما گفت: حدیث داریم آدم باید از احوالات همسایه ها باخبر باشه.
گفتم: نه اینجور احوالاتی
مهران گفت: راستی آقا یک دوست دختر پیدا کردم... توپ اینها اینم عکسش
از تو مبایلش عکس یک دختری را نشونم داد با دقت نگاهش کردم
گفتم: سن بالاس چند سالشه؟

گفت:بیست و پنج سال لیسانسه ولی بیکاره
گفتم: هشت سالی از تو بزرگتره . امروز سرت همه اش تو کون مبایلت بود با اون چت می کردی؟
گفت: آ ره آقا تو خونه صبحها تنهاست.. الان هم دارم میرم اونجا
گفتم: خوش بگذره برو. زنگ خورده ها؟
خندیدند و خدا حافظی کردند و رفتند.
کتابهایم را جمع کردم رفتم طبقه دوم دفتر مدیر در دفترش باز بود صدای داد و فریاد می آمد
سه مرد و یک زن تو اتاقش بودند داد می زد
می گفت: بخدا دولت و اداره هیچ به مدرسه نمی ده خدا شاهده دیروز رفتم اداره ..می گند کاغذ نداریم با خودت کاغذ بیار بخشنامه ها را کپی کن و ببر .اداره آموزش و پرورش منطقه یک ورق کاغذ نداره. خجالت داره والله
یکی از مردها گفت: راست می گی جمع میکنند سه هزار میلیارد سه هزار میلیارد می دزدنند
ما چرا باید تاوان دزدیها را بدیم؟
مدیر گفت: بخدا پول آب برق گاز تلفن پول کاغذ امتحانات بچه ها را ندارم بدم. امروز روز معلمه نباید یک کادویی به معلمام بدم؟ پول کلاسهای فوق العاده معلما.. نخیر آقا نمی شه شهریه بچه ها تون رو ندید از امتحان آخر سال خبری نیست
یکی از مردها گفت: انصاف داشته باش مرد. بچه ها چه گناهی دارند؟ بخدا کارگرم سه تا بچه دارم نمی رسم. حقوق ماه بعد هم مساعده گرفتم. امروز تازه دوازده برجه بخدا ندارم
زنه از تو کیفش نالان دو تا چک پول مچاله درآورد و گفت: این را فعلا قبول کنید از بچه من امتحان بگیرید بقیه اش را سر برج می آورم
مدیر سرش را بالا کرد و من را دید داد زد بیا این معلم من..خودت بگو. چند وقته پول کلاسهای فوق العاده را نگرفتی؟ آخر ساله تا کی من باید شرمنده دبیرم باشم؟
همه سرها به طرف من برگشت منهم هیچ نگفتم از دفتر بیرون آمدم در دفتر را پشت سرم بستم
رفتم به دفتر دبیران' دبیرها تو گرو های کوچک دور هم جمع بودند و چایی می خوردند .سلام بلندی کردم و دهها پاسخ گرفتم دفتر دار مدرسه داشت با آقای سلطانی دبیر ریاضی صحبت می کرد
گفت: تو که خصوصی کاری شمال شهرم شاگرد داری کسی را داشتی سه میلیون می گیرم دیپلم میدم. دیپلم قانونی
آقای سلطانی گفت: تاییدیه دار؟دفتر دار گفت: خیالت راحت با تضمین خودم . هر جا می خواد ببره .. ببره دانشگاه باهاش ثبت نام کنه. من که آبروم را بخطر نمی ندازم
سلطانی گفت: من دو نفر رو دارم . خوب شد گفتی
گفتم خبری از شکوهی نیست؟ مثلا ناظم است . حتما رفته دنبال سور و سات برای پذیرایی از دبیرا؟
سلطانی گفت: نه بابا یکی از مادرای بیوه رو پیدا کرده از صبح داره مخشو میزنه. حتما برای نمره اش میاد پیش ما نکبت تک خور
دفتر دار گفت: تو را خدا نمره خواست بهش ندید.. نمی دونید چه ولد زناییه. هر چی جندس فامیلشه دروغ میگه مثل سگ
آقای اکبری دبیر شیمی اومد تو جمع ما و پرسید از اعتصاب دبیرا خبر ندارید؟
قرار بود امروز تظاهرات بشه. آهسته و با احتیاط پرسید
گفتم: تظاهرات؟ کی خایه شو داره؟ خایه همه رو کشیدن.
گفت مثل اینکه از مراسم هم به این زودیها خبری نیست. تا ناهار بخوان بدند دهنمون سرویسه
سلطانی آهسته گفت: یک لول تریاک اعلا بدستم رسیده. اکبری آزمایشگاهت برقراره؟ اکبری خندید و گفت: بر قراره چراغ الکلی روشن و سیخ آماده. قط تابلو نکنید لاشخورها نفهمند .من که رفتم یکی یکی بیان

 poem: ببخشید اما به نظرتون این پست مناسب این جو هست؟
 
 دلنوشته ها(دست نوشته ها) (3334 یادداشت)