گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳
در سینه ات نهنگی می تپد

نوشته : عرفان نظر آهاری

32برگ

1351ک.ب.

نشر نخستین : انتشارات صابرین

بخشی از نسک : ...قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس
اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟!!
آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند
و قلب ها را در سینه ...
ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و...


 هومن نیک پرورد: قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟!! آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ... ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و...
 
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳
بالهایت را کجا جا گذاشتی

نوشته : عرفان نظر آهاری

16برگ

179ک.ب.

نشر نخستین : انتشارات افق

بخشی از نسک : پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت: اما من درخت نیستم. تو نمی توانی روی شانه های من آشیانه بسازی.پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدم ها رااشتباه می گیرم. انسان خندید و به نظرش این خنده دار ترین اشتباه ممکن بود.پرنده گفت: راستی چرا پرزدن را کنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید اما...


 هومن نیک پرورد: پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت: اما من درخت نیستم. تو نمی توانی روی شانه های من آشیانه بسازی.پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدم ها رااشتباه می گیرم. انسان خندید و به نظرش این خنده دار ترین اشتباه ممکن بود.پرنده گفت: راستی چرا پرزدن را کنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید
 
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳
لیلی نام تمام دختران زمین است

نوشته : عرفان نظر آهاری

10برگ

146ک.ب.

نشر نخستین : انتشارات صابرین

نقد بخشی از نسک(کتاب) : ((شیطان از انتشار لیلی می ترسد)) عنوان فصل دیگری از کتاب است که به گفته خانم قادری(منتقد) با ادامه ی داستان آفرینش آدم -در این جا لیلی- و سجده نکردن شیطان بر او و سرپیچی از فرمان خدا و با تعبیرهای زیبایی بیان شده است که خواندن داستان تکراری آفرینش انسان را برایمان نو و جذاب می کند: ((لیلی دردانه من است... شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود و می کوشد بال لیلی را زخمی کند... شیطان از عشق واهمه دارد.))


 هومن نیک پرورد: ((شیطان از انتشار لیلی می ترسد)) عنوان فصل دیگری از کتاب است که به گفته خانم قادری(منتقد) با ادامه ی داستان آفرینش آدم -در این جا لیلی- و سجده نکردن شیطان بر او و سرپیچی از فرمان خدا و با تعبیرهای زیبایی بیان شده است که خواندن داستان تکراری آفرینش انسان را برایمان نو و جذاب می کند: ((لیلی دردانه من است... شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود و می کوشد بال لیلی را زخمی کند... شیطان از عشق واهمه دارد.))
 
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳
چای با طعم خدا

نوشته : عرفان نظر آهاری

29برگ

114ک.ب.

نشر نخستین : نشر افق

بخشی از سروده سیب ذوق کرد :
چاقوی تو سیب را

سر برید

خون سیب

روی دست های تو چکید

هیچ کس ولی

خون سیب را ندید

در دهان تو

سیب ذوق کرد

از ته دلش

عجیب ذوق کرد



سیب تکه تکه شد

تمام شد ولی...


 هومن نیک پرورد: چاقوی تو سیب را سر برید خون سیب روی دست های تو چکید هیچ کس ولی خون سیب را ندید در دهان تو سیب ذوق کرد از ته دلش عجیب ذوق کرد سیب تکه تکه شد تمام شد
 
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳
شانزده سنگ

نوشته : ساموئل بکت

ترجمه : بهزاد کشمیری پور

3برگ

93ک.ب.

نشر در وب : تارنمای پارس پی دی اف

چند خط نخست داستان :

من از آن اقامت استفاده کردم تا با مکیدن سنگ کمی به خودم برسم. آنها ریگهای کوچی بودند اما من میل دارم سنگ بناممشان. بله ، این بار ذخیره‌ی قابل توجهی گردآوردم. انها را به تساوی در چهار جیبم قسمت کردم و یکی پس از دیگری مشغول مکیدنشان شدم ….

 هومن نیک پرورد: من از آن اقامت استفاده کردم تا با مکیدن سنگ کمی به خودم برسم. آنها ریگهای کوچی بودند اما من میل دارم سنگ بناممشان. بله ، این بار ذخیره‌ی قابل توجهی گردآوردم. انها را به تساوی در چهار جیبم قسمت کردم و یکی پس از دیگری مشغول مکیدنشان شدم ….
 
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
عشق و مرگ

نوشته : اسماعیل فصیح

180برگ

1914ک.ب.

نشر نخستین : نشر آسیم

نشر در وب : کتابخانه دیجیتال ایران

درباره نویسنده :اسماعیل فصیح داستان‌نویس و مترجم ایرانی بود. رمان‌های شراب خام، داستان جاوید، ثریا در اغما و درد سیاوش از مهم‌ترین آثار او به‌شمار می‌روند. آثار فصیح همواره مورد استقبال کتابخوانان ایران بوده‌است. اما معمولاً کارهایش در بین منتقدین ادبی با استقبال جدی روبرو نمی‌شد. برخی دیگر او را یکی از معدود نویسندگان ایرانی می‌دانند که هم در جذب مخاطبین خاص و هم مخاطبین عام موفق بوده‌است.

بسیاری از داستان‌های فصیح در ارتباط مستقیم با تجربیات زندگی شخصی اوست. بگفته خودش «جلال آریان» در داستان «شراب خام»، شباهتی تمام با نویسنده دارد. چراکه در زندگی واقعی نویسنده هم آنابل کمبل اولین همسر فصیح سر زا رفت. عشق فصیح به آنابل و جوانمرگی همسرش، تأثیری عمیق بر او و نوشته‌هایش گذاشت. آثار فصیح بگفته خودش از احمد محمود، محمدعلی جمال‌زاده و بزرگ علوی تأثیر پذیرفته‌است که خودش مستقیم به این مسئله اشاره کرده‌است. او همچنین علاقه زیادی به آثار صادق چوبک، فروغ فرخ‌زاد، و ارنست همینگوی داشت.


 ahmad18: نثر گزارش گونه و مستند فصیح رو خیلی دوست دارم. با اینکه همیشه در کتابهایش نام شخصیتهای اصلی رو عوض می کنه ولی همه داستانهایش سرگذشت واقعی خود یا انسانهای اطرافش هست. عشق و مرگ هم یکی از این کتابهاست
 محمدرضا زادهوش: خداش بیامرزاد
 *MARYAM*: این فایل رو دانلود کردم و ازشیوایی نگارش فصیح دارم لذت میبرم, هومن جان دستت درست برادر
 هومن نیک پرورد: راستی با شماست جناب احمد//چنین باد جناب زادهوش//خواهش میکنم بانو مریم
 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم بانو نجمی/سپاسگزارم جناب وحید/سپاسگزارم جناب مجید ستهبان
 
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳
سد و هفتاد سروده از سیمین بهبهانی

سروده و نوشته : زنده یاد روانشاد سیمین بهبهانی

گردآوری : تارنمای پارس بوک برگرفته از تارنگار ساراپواِم در تارنمای پرشین گیگ

173برگ

1042ک.ب.

نشر : پارس بوک

درباره ی سراینده :سیمین خلیلی معروف به «سیمین بهبهانی» فرزند عباس و حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست. است. پدرش عباس خلیلی به دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده بود و در ضمن رمان‌های متعددی را هم به رشته تحریر درآورد که همگی به چاپ رسیدند. مادر او فخرعظما ارغون دختر مرتضی قلی ارغون از بطن قمر خانم عظمت السلطنه بود. فخر عظما ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوئیسی آموخت. او همچنین از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن‌خواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. او همچنین عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و به عنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت می‌کرد. سیمین بهبهانی ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام خانوادگی همسر خود شناخته شد ولی پس از وی با منوچهر کوشیار ازدواج نمود. او سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد.


 هومن نیک پرورد: او بانوی غزل و نیمای غزل بود سپاسگزارم جناب زادهوش گرامیم ...سپاسگزارم بانو بهار خاموش
 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم بانو مریم سپاسگزارم جناب جلیلی
 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم بانو یاسمن..سپاسگزارم جناب 24ه.ر.4
 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم بانو مریم/سپاسگزارم جناب آریا
 
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳
نخستین آموزگار

نوشته : چنگیز آیتماتوف

ترجمه : حبیب فروغیان

269برگ

3680ک.ب.

نشر نخستین : انتشارات رادوکا - مسکو

نشر در وب : تارنمای پارس بوک

بخشی از داستان :زنی به اسم آلتینای که استاد دانشگاه است، به دهکده آبا و اجدادی خود باز می گردد، جایی که در آن بزرگ شده و تقدیرش رقم خورده است. با مرد نقاشی از اهالی آنجا آشنا می شود و زندگی خود را برایش تعریف می کند که او بنویسد تا برای بقیه درس عبرتی باشد. او از مردی به نام دوی شن می گوید. کسی که حالا نامه رسان آئول شده است. آلتینای از جوانی خود و دوی شن می گوید. زمانی که دوی شن به آئول می آید تا برای بچه ها مدرسه درست کند. دوی شن نخستین آموزگار آلتینای است…


 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم زادهوش گرامی
 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم بانو مریم
 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم بانو وصالی/سپاسگزارم جناب آریا
 
لینک یادداشت
هومن نیک پرورد
هومن نیک پرورد جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳
ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر

نوشته : لوییس سکر

ترجمه : پروین علی پور

۱۲۰برگ

1437ک.ب.

نشر نخستین : افق

نشر در وب : تارنمای پارس بوک

بخشی از داستان :گاهی سخت ترین کار دنیا این است که توانایی هایت را باور کنی! برادلی چاکرز، بزرگترین شاگرد کلاس، تا دلت بخواهد دروغ می بافد؛ آن هم دروغ های شاخدار! او با هم شاگردی هایش توی مدرسه دعوا راه می اندازد و از درس و مشق متنفر است. در مدرسه هیچ کس جز کارلا ، مشاور جدید مدرسه، برادلی را دوست ندارد. کارلا از شنیدن داستان های عجیب و غریب و او خوشش می آید و فکر می کند او واقعا باهوش است. اما کارلا چه کند تا برادلی خودش را عوض کند؟


 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم بانو یاسمن
 هومن نیک پرورد: سپاسگزارم بانویاسمن/سپاسگرارم بانو بهارخاموش/سپاسگزارم بانو وصالی/سپاسگزارم بانو رازی/سپاسگزارم جناب آریا
 
لینک یادداشت
mina
mina یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۳
این رو خودم نوشتم ترو خدا دانلودش کنین و اینو پخش کنین
خاهش
وهمین طور ازم حمایت کنین.
به حمایت شما وستان عزیز
نیازدارم
واین دربارهی ازادیوخانندگی هست

 mina: تورو خدابیاین دانلود کنین به خدا ضررنداره ممنون میشم حمایت شم
 doost: خجالت بکش مگه یه ایرانی اینارومی نویسه شرم داره به خدا همین ازادیه که الان همه اون کشورایی که میگی خاک بر سر شدن
 علی اصغر ضیائی لائین: دوستان گرامی به نظر می رسد این دوست بیشه ای ما سن وسالی ندارد، پس آرزو هم بر جوان عیب نیست.زیاد ایراد نگیرید و گرنه خودکشی خواهد کرد؟!
 baran67: عروسک این بچه رو کی برداشته
 doost: عالی بود
 mina: غلط کزدم راحت شدین
 شباهنگ: ناراحت نشو عزیزم؛ آرزویم اینست، نچکد اشک ز چشمان تو هرگز. اگر کمی تندی کردم برای این بود که کمی به خود آیی. من هم دیگران را به مبارزه دعوت میکنم،اما نه برای آزادی و خوانندگی! انسان برای مبارزه باید فکر و اندیشه و مکتبی فدرتمند را پشت سر خود ببیند. اندیشه ای که اگر لازم باشد، آدمی عاشقانه جانش را برای دفاع از آن فرا کند. آرمانی والا و آسمانی. نبرد برای آزادی، و آزادی برای خوانندگی!!! آنقدر مسخره است که آدمی را به واکنش اینچنینی وا میدارد. باور کن اگر کمی بزرگتر شوی، خودت هم به حرفهایت خواهی خندید
 sarevan: ن افرین صدات خوب بود... . تو میتونی ناامید نشو
 Fatemeh93: دست دست دست دست مینا میخواد بخونه
 توسکا: چیشدههههههههههههه؟!
 هومن نیک پرورد: بانو مینا ، گرامی ، اینجا جای فایلهای پی دی اف است نه پاورپوینت. همین.
 BAHARAN53: زیبا بود
 mina: بله همگی حق دارید میرم سرمو میکنم توکتاب قران همه گیرهو بد بختی چطوره؟
 mina: بله همگی حق دارید میرم سرمو میکنم توکتاب قران همه گیرهو بد بختی چطوره؟ خدافظ همگی ممنوم از نظراتون نظر لطفتونه از ایرانواز بعضی از ایرانیا بیشتشون متنفم از ته دلم دارم میگم
 سین میم صاد: مینا جان من فایلت رو الان دیدم ، قابل تامل بود ... مرسی بابت به اشتراک گذاشتنش
 shadi1995: سلام.بچه هامن تازه عضوشدم 2دقیقه هم نمیشه.این جاچه خبره؟این کیه دیگه؟پاورپوینتش واقعا بی مفهوم وپر از غلط های دستوری ونگارشی بود...
 ستاره: شادی جان بیخیال این متن...بیشه جاهای بهتری هم داره
 mostafa55: یه کم کاش حداقل روی املات کار میکردی ، بعد میومدی پُز روشن فکری میدادی ...
 محمدرضا زادهوش: مینا خانم طوری نیس. این خاصیت انجمن هاست این قدر یه نفر را می کوبن که اظهار ندامت کنه. شما مقاوم باش و مقاومت کن.
 banooyas: جناب زادهوش چرا جو میدید به این خاهرمون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 2tyaa: سلام همین الان اومدم ... مردم از خنده.... واقعا ممنونم از همتون و بخصوص از mostafa55 به جهت تذکرات به جاش!!!
 ariadavidppp: موفق باشی مینا جون...