گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
لیلاوصالی(رایحه یاس)
لیلاوصالی(رایحه یاس) دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶
امام ما …

امام ما یادگار یک روز بارانی در دل ما بود…
نشان, یک عمر بی پایان، روح,عیسایی در گل ما بود…
به جان ما چون شرر می زد جان بیمارش، رنگ شیدایی…
به خال و لب، واصل ما آهنگ شیرینش، شعر شیوایی…
امام ما رنگ مهتابش ماجرای یک موج پنهانی…
امام ما غصه ی داغش، قصه ما عمری پریشانی…

امام ما شاهد ما بود…
امام ما جوشش یک رود…
نگاهش از شور جان،لبریز…
به گاهش شمشیر زهرآلود…

بیار ای اممید,طوفانی، ساغری از آن جام,شیرینش…
بیار ای باد, شبانگاهی، بوی مستی از عشق دوشینش…

امام ما چهره اش هردم گفتگوی یک دشت آیینه…
امام ما تاب ابرویش چشمه ی یک پیوند دیرینه…
امام ما نرمش بیدی بر سر بیمار,یتیمان بود…
امام ما بارش ابری بر نگاه چاک حکیمان بود…
امام ما کوه خونینی در شکوه یک صبح صادق بود…
امام ما آخرین دست, سرو,بالایی سوی خالق بود…

امام ما شاهد ما بود …
امام ما جوشش یک رود …
نگاهش از شور,جان، لبریز…
به گاهش شمشیر,زهرآلود!

بیار ای اممید,طوفانی،ساغری از آن جام شیرینش…
بیار ای باد شبانگاهی،بوی مستی از عشق دوشینش…

امام ما خنده شمعی در شکار,یک ریزش باران…
امام ما شد نگاه,یک شعله بر عمق,جوششی تابان…
امام ما پانهاد آن شب، نردبان گیسوی یاسی را…
از آنجا بر ما فرستاد او ارمغان یک دامن گل,تنها…
امام ما رفت و ما ماندیم از غمش در یک شام,بی پایان…
امام ما شد کتاب,عشق,نگاه,یک روزه ی یاران…

امام ما شاهد ما بود
امام ما جوشش یک رود
نگاهش از شور جان لبریز …
به گاهش شمشیر زهرآلود!

بیار ای اممید,طوفانی، ساغری از آن جام شیرینش…
بیار ای باد,شبانگاهی، بوی مستی از عشق دوشینش…

بنوش از آن جام زهری ک,ی "باده نوش" او را سوی حق بردست…
بنوش از لعل شهادت جوشش که عمری را خون دل خوردست…

#لیلا_وصالی
۱۳۷۵/۱۲/۱۱


 mohsenatamanesh: سلام خانم وصالی.هنوز شما فعالیت دارین اینجا؟احسنت
 mohsenatamanesh: سلام خانم وصالی.هنوز شما فعالیت دارین اینجا؟احسنت