گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
yasin147
yasin147 سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵
مرا چون قطره اشکی ز چشم انداختی رفتی
تو هم ای نازنین قدر مرا نشناختی رفتی

 roya17: یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
 adeli47: ت تو نگاه میکنی کار من آه کردن است/ ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 adeli47: تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن / به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی
 mitramz1378: یکشبی مجنون نمازش راشکست. بی وضو درکوچه ی لیلانشست
 
لینک یادداشت
houmanrad207
houmanrad207 چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
امروز باغچه عزادار است و من خوشحال.برای دیدنت گل اوردم...چه جای شکایت وقتی در عشق چیزی هست که نیست.
 roya17: تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است...ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 adeli47: تو شاخ پر گلی من برگ زردم / تو شور و خنده ا ی من آه سردم
 
لینک یادداشت
عطرنور┆زهرا┆
عطرنور┆زهرا┆ شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۲

این خانه را بگذار و بگذر❋❋❋با من بیا تا کعبه ی دل❋❋❋باور نکن تنهاییَت را❋❋❋

من با توأَم منزل به منزل❋❋❋

*اهورا ایمان*


 pooriya: لبت تا در لطافت لاله ی سیراب را ماند/دلم در بی قراری چشمه ی سیماب را ماند
 ستاره: باور نکن تنهاییت را...من در تو پنهانم تو در من...از من به من نزدیک تر تو...از تو به تو نزدیک تر من
 مهدی صدیقی: نفرین بر این حالی که من دارم / می خندم و از گریه سرشارم
 ستاره: مرکب حسنت نگنجد در زمین و اسمان / در درون سینه حیرانم که چون جا کرده ای
 vvahid: یافتم روشندلی از گریه های نیمه شب///خاطری چون صبح دارم از صفای نیمه شب
 ستاره: باز آی و قدم به روی چشمم بگذار/ چون اشک به چشمم آشنا می آیی!
 hedyeh20: یار آمده بود برسر مهر/بی مهری روزگار نگذاشت
 rosa (رزا): تو همچو کعبه عزیز اوفتاده‌ای در اصل // که هر که وصل تو خواهد جهان بپیماید
 neda68: ندا68:دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ور نه غم خویشتن ندارد مادر
 hedyeh20: روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست/واندر طلب طعمه پروبال بیاراست
 neda68: توحید گوی او نه بنی آدم اند و بس/هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
 mohadese432: درمیخانه که بازاست چراحافظ گفت // دوش دیدم که ملائک درمیخانه زدند
 ستاره: دلم جرأتش قطره ای بیش نیست / تو ای عشق او را به دریا ببر
 mohammad74: راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست///آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست!
 mohadese432: توهمه رازجهان ریخته درچشم سیاهت / من همه محوتماشای نگاهت
 hessam1357: تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است ---- ای به فدای تو شوم این چه نگاه کردن است.
 mohammad74: تو به من گفتی از این عشق حذر کن///تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
 hessam1357: نه من از پرده تقوا بدر افتادم و بس ------ پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
 barbod: تنها تویی تنها تویی در خلوت تنهاییم/// تنها تو می خواهی مرا با این دل سوداییم
 hedyeh20: میازار موری که دانه کش است/که جان دارد و جان شیرین خوش است
 mohammad74: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او /// زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند!!
 hedyeh20: دل و دلبر به هم آمیته وینم/نذونم دل که و دلبر کدومه
 کژال باغستانی: همت حافظ وانفاس سحرخیزان بود /که زبند غم ایام نجاتم دادند
 barbod: در دلم باز هواییست که توفانی توست///چشمم آفاق کبودی ست که بارانی توست...
 ستاره: تا پر غم سوختمی رقص درآموختمی / بال درآوردم و باز شعله بالنده شدم(سیاوش کسرایی)
 baran23: مکن کاری که برپاسنگت آید/ جهان بااین فراخی تنگت آید
 کژال باغستانی: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 roya17: دلا تا کی در این زندان فریب این وآن بینی...یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
 adeli47: یوسف گم گشته بازاید به کنعان غم مخور / کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 
لینک یادداشت
houmanrad207
houmanrad207 چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
بوی فکر می آید از اتاق دود.
بهمن باید باشد یا چیزی شبیه 57
و شاید اینبار دلشوره آزاد شود.کم آبی بهانه خوبی شد برای شکست سکوت ابر.باز هم مست بوی خاک شدم.چه آهنگی دارد باران و چه رقصی میکند بانوی زیبای احساس در خلوت فکر
همیشه دلشوره ای باید باشد برای دیدار... برج میلاد محو در ابرهاست و من محو در خاطر تو

 
لینک یادداشت
houmanrad207
houmanrad207 سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۵
امید چار حرفی با یک جهان تعبیر. که گر گیاه بودم امید نور بود و حال .محال دور.چه حس خوبی دارد درخت در حمایت خاک از ریشه و تا خزان عمر دلگرم گویی کم ندارد هیچ.ای که گم کرده ای داری برخیز دوباره فصل پاییز است.مپوشان روح خود را با نقش های رنگامیز.بگذار تا برگهای خشک امید بریزد با نسیم امشب.بگذار تا سبک ترشوی و از این اسارت زیبا آزاد. چو امیدی به سر داری به کوی یار خوشدل باش کرانش را چه میدانی سرانجامی چو ساحل باش
 houmanrad207: که هر چیزی اصل باید باشد و امید واهی فرع است.امید که اصل حال شما خوب باشد.
 علی: قبلنا مشاعر یه شکل دیگه بود 😐
 houmanrad207: قبلنا ما هم نبودیم.
 
لینک یادداشت
houmanrad207
houmanrad207 سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۵
شب دست نوازش بر سرم کشید و مرا به میهمانی اندوه فرا خواند.چه سرودی می خواند سکوت و چه نور افشانی می کرد چراغ ماه.هم پیک صبر شدم و و در ژرفای صمیمیت حزن لبریز از شراب هیچ به انتظار سحر نشستم.خوب می دانم گرچه رنگی است پیراهن وجودم در ضیافت شب سیاه و سفیدم.مست که میشوم از هیچ سپیده میگوید روشنی همان سیاهی است.متن زیر خلاصه برداری از این نوشتست که اسمشو میزارم ضیافت شب.
 
لینک یادداشت
houmanrad207
houmanrad207 سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۵
شب سخن گفت و به سپیده هجرت کردو حزن خود را با مجنون قسم . خوشحال و روشن شدو رفت مجنون آگاه به هیچ مست ماند.صبر میخواهد شنیدن هر درد.
 
لینک یادداشت
houmanrad207
houmanrad207 دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵
در روزگاری که فریب را توبه میپوشاند باید لباس رحلت پوشید.
 houmanrad207: آنکه از دوست سراغی ز سر شوق گرفت من بودم.
 
لینک یادداشت
houmanrad207
houmanrad207 دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵
بگفتا در جنون خیری است هر دم که غافل میکند حالم ز دردم
مرا از عاشقی باکی نباشد که لیلی شد دلیل هرچه کردم

 negin amini: مرا در منزل جانان چ امن عیش چون هردم
 negin amini: جرس فریاد میدارد ک بربندید محمل ها
 houmanrad207: چو مروارید گشت آزاد زحبس بند خود یکدم صدف ناکام میمیرد ز سوز داغ دل هر دم.
 
لینک یادداشت
houmanrad207
houmanrad207 دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵
بگفتا در جنون خیری است هر دم که غافل میکند حالم ز دردم
مرا از عاشقی باکی نباشد که لیلی شد دلیل هرچه کردم