گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
ستاره
ستاره سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۲
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد / آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد....دکتر افشین یداللهی

 marg: در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است/خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
 ستاره: یک نقطه بیش، فرقِ رحیم و رجیم نیست/ از نقطــه ای بتــرس که شیطـانی ات کنند!
 hedyeh20: دیدار خدا بود میسر/با دیده ی دل نه دیده ی سر
 ستاره: روزگاریست که سودای بتان دین من است / غم اینکار نشاط دل غمگین من است
 vvahid: تو شدی همسر اغیارو من از یارو دیار...گشتم آواره و ترک زن و همسر کردم
 ستاره: من ندانم کیستی یا از کجایی، چیستی / اخم اگر کردی یقین دانم که از ما نیستی
 barbod: یارب این آتش که بر جان من است///سرد کن زآن سان که کردی برخلیل...
 mahtaban: لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا // تا از لب دلدار شود مست و شکرخا
 hedyeh20: ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر/کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست
 marzi9833: تا ز میخانه ومی نام و نشان خواهد بود...سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
 ستاره: دیده از اشک و دل از داغ و لب از آه پر است/ عشق در هر گذری رنگ دگر می‌ریزد
 baran188: دل همچوسنگت ای دوست به اب چشم سعدی/عجب است اگر نگردد که بگردد اسیابی
 ستاره: یک نظر بر ابر کردم ابر باریدن گرفت / یک نظر بر یار کردم یار بالیدن گرفت
 barbod: تو را می خواهم و دانم که هرگز///به کام دل در آغوشت نگیرم...
 ستاره: مبتلای دل گرفتار بلاست / ای خوشا آن دل که این سان مبتلاست
 barbod: تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن ها/// من و این دشت بی پایان و بی حاصل دویدن ها...
 ستاره: اندیشه نمودم که کشم ابروی آن شوخ / اندیشه چو کج بود کمان وار کشیدم
 hedyeh20: مرا در دل درخت مهربانی/به چه ماند به سرو بوستانی
 ستاره: یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم / یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج(فاضل نظری)
 mohammad74: جوانی بگفتای روزی به پیری///که چون است با پیریت زندگانی؟
 baran188: یعلمالله که شقایق نه بدان لطف و سمن/نه بدان بوی و صنوبر نه بدان بالا بود
 mohammad74: دلبر که در طرف چمن خوابیده یکتا پیرهن///ترسم که بوی نسترن از خواب بیدارش کند
 baran188: درون ما زتو ک دم نمی شود خالی/کنون که شهر گرفتی روا مدار خراب
 neda68: باوفاباخبروصل تو بامرگ رقیب***بود آیاکه فلک زین دوسه کاری بکند؟
 ستاره: دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد/ ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد(قبلی رو با ب باید می گفتی ندا خانوم نه با ی)
 RainDrop: دریا منم همو که به تعداد موج هات * با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش
 ستاره: شنیدن کی بود مانند دیدن ؟/ زلیخا دیدن و یوسف شنیدن!
 mohadese432: نازنینا مابه نازتوجوانی داده ای م / دیگر اکنون باجوانان نازکن باماچرا؟
 hessam1357: الا یا ایهاالساقی اد کاساً و ناولها ----------که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
 mohadese432: ای پادشه خوبان دادازغم تنهایی / دل بیتوبه جان امدوقت است که بازایی
 hessam1357: یا مکن با پیل بانان دوستی ---- یا بنا کن خانه ای در خورد فیل
 mohammad74: لب بر لبم بنه به نوازش دمی چو نی///تا بشنوی نوای غزل های دلکشم
 hessam1357: من عاشق تنهاییم سرگشته شیداییم ----- دیوانه رسواییم ،تو هرچه می خواهی بگو.
 mohammad74: وگر کنم طلب نیم بوسه صد افسون///ز حقه ی دهنش چون شکر فرو ریزد
 pooriya: درک بی مهری دنیاست کمی دیر اغاز/لیک هرکس کند این قصه به پایان از بر
 تارا: روزها فکر من این است و همه شب سخنم. که چرا غافل از احوال ذل خویشتنم
 hessam1357: من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه ---- صد بار تور ا گفتم کم زن دو سه پیمانه
 barbod: هرگز طمع مدار ازین فرقه روح روز//اینان همان تجسم تاریکی شبند// اما کنون سوار مرادند و کامیاب// وز کبر و کین و جهل و تعصب لبالبند...
 lili111: دوست آن با شد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و درماندگی
 hedyeh20: یک نصیحت بشنو از من کاندر آن نبود غرض/چون کنی رای محبت مرهمت از پیش کن
 mohammad74: نی دوای هر که از یاری برید/// پرده هایش پرده های ما درید...
 hedyeh20: درنیابد حال پخته هیچ خام/پس سخن کوتاه باید والسلام
 hessam1357: مست است یار و یاد حریفان نمی کند -----یادش به خیر ساقی مسکین نواز من
 hessam1357: مست است یار و یاد حریفان نمی کند -----یادش به خیر ساقی مسکین نواز من
 ستاره: نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت / دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت
 hedyeh20: تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او/زین سفر دراز خود عزم وطن نمی کند
 ستاره: دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست / گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
 hedyeh20: تو را در دل درخت مهربانی/به چه ماند به سرو بوستانی
 hessam1357: یاد ایامی که در گلشن مکانی داشتیم ------ در میان لاله و گل آشیانی داشتیم
 ستاره: مکن کاری که برپا سنگت آیو / جهان با این بزرگی تنگت آیو
 barbod: وای ازین دل من کجایی هستم و دلبر کجایی// جان توان بردن برون زین عشق مالیخولیایی؟...
 ---: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا/یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 hedyeh20: اگر چه شهره ی شهر است بی نیازی من/ولی به ناز چشم تو آخر نیازمند شدم
 sadeghan2013: ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون ... روی سوی خانه خمار دارد پیر ما
 barbod: ای دل به کوی او ز که پرسم که یار کو؟/// در باغ پر شکوفه که پرسد بهارکو؟!...
 ستاره: وصل تو چون نمی‌دهد در ره عشق کام کس / چند به چشم تشنگان جلوه دهد سراب را
 yeganeh71: آن یار کزو خانهی ما جای پری بود /سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود/دل گفت فروکش کن این شهر به بویش/ بیچاره ندانست که یارش سفری بود
 sale: احمد یاس
 hessam1357: دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را -------- دردا که درد پنهان خواهد شد شکارا
 yeganeh71: از چنگ منش اختر بد مهر به در برد/آری چه کنم دولت دور قمری بود
 sade: دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
 sale: وفا کنیم و ملامت‌ کشیم خوش باشیم / که در طریقت ما کافری ست رنجیدن
 sale: وفا کنیم و ملامت‌ کشیم خوش باشیم / که در طریقت ما کافری ست رنجیدن
 hessam1357: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم ------ بعد از اینت با جوانان ناز کن با ما چرا
 ---: الهی واکه باشم واکه باشم/موکه بی دست و پایم واکه باشم// همه از در برانند واته آیم ته از در گر برانی واکه باشم
 30gol: میان ماه من تا ماه گردون/تفاوت از زمین تا آسمان است
 barbod: تا باغم عشق تو مرا کار افتاد///بیچاره دلم در غم بسیار افتاد///بسیار فتاده بود اندر غم عشق///اما نه چنین زار که این بار افتاد
 ستاره: دیدمت شبی به خواب و سر خوشم/ وه مگر به خواب ها ببینمت
 لیلاوصالی(رایحه یاس): تو کمان گرفته و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین/همه ی غمم بود از همین، که خدا نکده خطا کنی..."هاتف اصفهانی"
 ستاره: یاربرداشت زرخ پرده برای دل من/برد از من دل و بنشست به جای دل من
 کژال باغستانی: کژال : ندانمت به حقیقت که درجهان به که مانی / جهان وهرچه دروهست صورتندو توجانی
 ستاره: یارب از ابر هدایت برسان بارانی / پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم
 کژال باغستانی: من اگرکامرواگشتم وخوشدل چه عجب/مستحق بودم و اینهابه زکاتم دادند
 ستاره: در هر شکنِ زلف گره گیرِ تو، دامی‌ ست/ این سلسله، یک حلقه ی بی‏ کار ندارد
 barbod: در گذرگاه نسیمم همه شب چله نشین/// کاورد هدیه مگر بویی از آن پیرهنم...
 ستاره: مرحبت طایر فرخ پی فرخنده پیام/ خیرمقدم چه خبر دوست کجا راه کدام؟
 parvaneh: ماییم و نوای بی نوایی بسم اله اگر حریف مایی
 baran23: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور/کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
 mohadese626: روزهافکرمن این است وهمه شب سخنم // ک چراغافل ازاحوال دل خویشتنم
 hannaneh: مرادرمنزل جانان چه امروعیش چون هردم//جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
 baran23: ای غم توکه هستی از کجا می آیی/ هر دم به هوای دل ما میایی
 vania: یکی ناسزاگفت دروقت جنگ/گریبان دریدندوی رابه چنگ
 ---: گر ازاین کهنه سرا رخت سفر باید بست/پس چرا دست طمع از سر دنیا نکشم
 کژال باغستانی: مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام/ خیر مقدم چه خبر دوست کجا یار کدام؟
 abdi: معلم با کمل معذرت افسانه ای دارم // معلم من حکایت از دل دیوانه ای دارم
 rezaeiali: موزه سرخ مرا دور افکند// جامه مادر من در بر کرد
 abdi: دل من رای تو دارد // سر سودای تو دارد
 بیدکانی: در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز ///بلای زلف سیاهش به سر نمی آید
 saye: دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی// ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
 بیدکانی: یاری اندر کس نمی بینی ، یاران را چه شد /// دوستی کی آخر آمد ، دوستداران را چه شد
 saye: دامن شادی چو غم آسان نمی آید به دست // پسته را خون می شود دل تا لبی خندان کند
 بیدکانی: در دل و جان خانه کردی عاقبت /// هر دو را دیوانه کردی عاقبت
 abdi: تو مگو که زین نثارم ز شما چه سود دارم // تو زسود بی نیازی بده و خسارتی کن
 بیدکانی: نمی‌کنم گله‌ای لیک ابر رحمت دوست // به کشته زار جگرتشنگان نداد نمی
 saye: یاد بگذشته به دل ماند و دریغ // نیست یاری که مرا یاد کند
 بیدکانی: دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت /// دستم نمی رسد که بگیرم عنان دوست
 saye: تار و پود عالم امکان، به هم پیوسته است // عالمی را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد
 abdi: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید // داستان غم پنهانی من گوش کنید
 ستاره: درد عشقی کشیده ام که مپرس / زهر هجری چشیده ام که مپرس
 abdi: ساقی از ما به سلامت بگذر که این می لعل // دل و دین می برد از دست بدان سان که مپرس
 saye: ساقیا بده جامی زان شراب روحانی // تا دمی بر آسایم زین حجاب ظلمانی
 سارا: یار اگر با ما گهی صلح و گهی پیکار داشت// ما حریف عشق او بودیم و با ما کار داشت
 abdi: توبه کردم که دگر می نخورم // بجز امشب و فردا شب و فرداهای دگر
 amirj7: رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار// دستم اندر ساع د ساقی سیمین ساق بود
 abdi: دل براین پیرزن عشوه گر دهر مبند // نو عروسی است که بر بسی دامادها عروس است
 mahtab1373: تاکه بودیم نبودیم کسی... کشت مارا غم بی هم نفسی
 abdi: یارا به وقت دلبری افسونگری ها می کنی // با گرد خود چرخیدنی هنگامه برپا می کنی
 asman1360: یک عمر بدی کردی و دیدی ثمرش را /خوبی چه بدی داشت که یکبار نکردی
 azadi66: یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد/تلخ و شیرین جهان اما چه فرق میکند(فاضل نظری)
 مهسا: دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را /دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 zeinabhaghi: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
 30gol: الا یا ایهاالساقی ز می پرساز جامم را که از جانم فرو ریزذ هوای ننگ و نامم را
 zeinabhaghi: آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست// چشم می گون لب خندان دل خرم با اوست
 ali33: امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا / بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
 ali33: تورا در بوستان باید که پیش سرو ننشینی/وگر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
 ستاره: من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی / عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
 soufya90: یاد باد آنکه خرابات نشین بودم ومست// وانچه در مجلسم امروز کم است آنجا بود
 zeinabhaghi: دلم از دست بشد وصل تو ننمود جمال// دست گیرم که به هجر تو ز پا افتادم
 BAHARAN53: ماه من تعجیل اگر دارد به رفتن، باک نیست آری او عمر است و دارد عمر در رفتن شتاب
 zeinabhaghi: بر لب تشنه ی من بین و مدار آب دریغ// بر سر کشته ی خویش آی و ز خاکش برگیر
 ستاره: رواق منظر چشم من آشیانه توست/کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست
 فاطمه: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزرده گزند مباد
 Hiccup: دانی کف دست از چه بی موست؟//زیرا کف دست مو ندارد!
 فاطمه: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدارا / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 saboori: الا شاه محمود کشورگشای// ز کس گر نترسی بترس از خدای
 فاطمه: یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد / من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد
 saboori: دوست آن باشد که گیرد دست دوست// در پریشان حالی و در ماندگی
 abouzar800: ♥یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست/ک مغیلان طریقش گل و نسرین من است♥
 zeinabhaghi: تو کافر دل نمیبندی نقاب زلف و میترسم// که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
 abouzar800: ♥♥ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد/از گلستانش ب زندان مکافات بریم ♥♥
 zeinabhaghi: میترسم از خرابی ایمان که میبرد// محراب ابروی تو حظور نماز من
 abouzar800: ♥نقش مستوری و دستی ن ب دست من و توست/آن چ سلطان ازل گفت بکن آن کردم♥
 abouzar800: ♥^-^معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم. که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر^-^♥
 zeinabhaghi: روندگان طریقت ره بلا سپرند// رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز
 zeinabhaghi: روندگان طریقت ره بلا سپرند// رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز
 abouzar800: ♥♥ زان پیش ک در زلف تو بندیم دل خویش/ما رشته ی مهر از همه بگسیخته بودیم ^-^♥♥
 فاطمه: من شاخه ی خشکم تو بیا برگ و برم ده/ با زمزمه ی عاطفه هایت ثمرم ده
 abouzar800: ♥ همچو حافظ غریب در ره عشق/ ب مقامی رسیده‌ام ک مپرس ♥
 alonegirl: سرشت گوشه گیران را چو دریابند دریابند//رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگردانند
 Motahhareh: دردیرمی زدم من که ندازدردرآمد/که درآدرآعراقی که توهم ازآن مایی
 24hr4: یاران دل شکسته بر صدر دل نشسته/ مستان و می پرستان میدان من گرفته
 zhila93s: همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد / همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
 parvanneh: در کارگه کوزه گری بودم دوش* دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
 sedaf: شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای یعنی چه @ قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه
 24hr4: هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی/ که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
 ggg: یکی را دست حسرت بر بنا گوش / یکی با آنکه میخواهد در آغوش
 ggg: شایان تماشای تو دل باختن است / بی خویش به دیدار تو پرداختن است
 amin00: تورامن چشم در راهم شباهنگام ***گرم یادآوری یانه من از یادت نمیکاهم
 ggg: معیار دوستان دغل روز حاجت است / قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب
 AFSANEH1: بشکست دلم کسی صدایش نشنید / آری دل مردم بی صدا می شکند
 24hr4: دل عالمی ز جا شد چو نقاب برگشودی/ دو جهان به هم برآمد چو به زلف تاب دادی
 AFSANEH1: یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود / آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
 ggg: دل سفر کن در منا و عید قربان را ببین / چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین
 AFSANEH1: نصیحت گوش کن جانا، که از جان دوست‌تر دارند /جوانانِ سعادتمند، پندِ پیرِ دانا را
 zhila93s: انان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
 ggg: در دیده عیان تو بودی و من غافل / در سینه نهان تو بودی و من غافل
 kimia80: لازمه ی عاشقیست رفتن و دیدن ز دور / ورنه ز نزدیک هم فرصت دیدار هست
 sama1370: تو را می دواند به دنبال باد/ مرا می دواند به دنبال هیچ
 mganbari: lmoharram:چونکه با کودک سروکارت فتاد /پس زبان کودکی باید گشاد
 mganbari: lmoharram:چونکه با کودک سروکارت فتاد /پس زبان کودکی باید گشاد
 sama1370: دیوانه ام بخوان که به عقلم نیاورند/ دیوانه ی تو است که عاقل نمی شود
 arminmaher: دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و درماندگی
 arminmaher: یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد //دوستی کی آخر آمد دوستداران راچه شد
 mahshidgh: دارد دل من صد غم و غمخوار ندارد . این کودک بیمار پرستار ندارد
 ایشتار: دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست من به تو جان میسپارم دل که قابل دار نیست
 کژال باغستانی: ندانمت به حقیقت که در جهان به چه مانی/جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
 masoum: یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش میسپارم به تو از دست حسود چمنش
 roya17: شبروان مست ولای تو علی...جان عالم به فدای تو علی
 adeli47: یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا/یا تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 shokremolve: اسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زنند