گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
mohadese432
mohadese432 شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲
ای که دل بردی زدلدارمن ازارش من // انچه اودرکارمن کرده است درکارش مکن

 عطرنور┆زهرا┆: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 mohadese432: اسایش دوگیتی تفسیراین دوحرف است / بادوستان مروت بادیگران مدارا
 عطرنور┆زهرا┆: امان که کار من ای شوخ زار کردی و رفتی/به شوخ آمدی و کارزار کردی و رفتی
 ستاره: یا رب سببی ساز که یارم به سلامت/باز آید و برهاندم از یند ملامت
 pooriya: تعقیب مفتّش هم از این شیره ی قاچاق/بابی است در این مسئله ممدود نه مقصور
 mohadese432: رتم یلی بوددرسیستان / منش کرده ام رستم دستان
 عطرنور┆زهرا┆: نوروز مینوازد روح از نسیم اسحار/خورشید میدرخشد بر چشمه های کوهسار
 ستاره: روز و شب دل طلب جام جم از ما می کرد /وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 عطرنور┆زهرا┆: دوش دهقان فلک،دست به داسِ مهِ نو/دور زد ،کشته ی سی روزه ی ما کرده درو
 pooriya: وه که ان اهوی سیه چشم گشود/از سر زلف سیه نافه ی خونین جگری
 ستاره: یارم چو قدح بدست گیرد / بازار بتان شکست گیرد
 عطرنور┆زهرا┆: در بیشه مزن آتش و خاموش کن ایدل!/درکش تو زبان را که زبان تو زبانه است
 mohadese432: تاتونگاه می کنی کارمن اه کردن است / ای به فدای چشم تواین چه نگاه کردن است
 ghazal110: تن محنت کشی دیرم خدایا //دل حسرت کشی دیرم خدایا
 عطرنور┆زهرا┆: آمد از تاب و تبم جان به لبم ایکاش که جانان/بادم عیسویم این دم آخر به سرآید
 ستاره: دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز
 mohadese432: زغم کسی هلاکم که زمن خرندارد / عجب ازمحبت من که دراواثرندارد
 ستاره: دردا که فراق ناتوان کرد مرا / در بستر ناتوانی انداخت مرا
 عطرنور┆زهرا┆: اگر خورشید شد خاموش،ماه و اختری هم هست/و گر آتش شود خاکستر آن زیر اخگری هم هست
 ستاره: تو از ما غافل و ما با تو همراه / ز ما فریاد می آید تو خاموش
 عطرنور┆زهرا┆: شر و شور جهانی خود به فریادند و میگویند/که در آینده ی نزدیک شور محشری هم هست
 ستاره: تو آنی کز آن یک مگس رنجه ای / که امروز سالار و سر پنجه ای
 mohadese432: یکی خنجرابگون برکشید / همی خواست که ازتن سرش رابرید
 عطرنور┆زهرا┆: در گوشه ی کاشانه بسی سوختم اما/ان شمع نبودم که به کاشانه بمیرم
 Abi67: من هرچه دیده ام زدل ودیده دیده ام/گاهی زدل بود گله گاهی زدیدهام
 ستاره: میخورد خون دلم مردمک دیده رواست / که چرا دل به جگرگوشه مردم دتدم
 عطرنور┆زهرا┆: مرا باز از چمن آواز دادند/دلم از آشیان پرواز دادند
 مهدی صدیقی: دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را // دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 عطرنور┆زهرا┆: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
 mohadese432: اسایش دوگیتی تفسیراین دوحرف است / بادوستان مروت بادیگران مدارا
 najmeh65: الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور/ پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی
 ستاره: یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب / بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
 mohadese432: دگرگونه ترباشدایین ما / جزاین باشدارایش دین ما
 ستاره: ای که دستت می رسد کاری بکن / پیش از کر تو نیاید هیچ کار
 mohadese432: روزاول که دل من به تمنای توپرزد / چون کبوترلب بام تونشستم
 ستاره: من مست ودیوانه ما را که برد خانه / صدبار به دل گفتم کم خور دوسه پیمانه
 Abi67: هرجفا که آن دلبرزیبا کند / چون وفا در جان عاشق جاکند
 ستاره: دلبرا در دل سنگ تو وفا نیست چرا/ کافران را دل نرمست و تو را نیست چرا
 ghazal110: ای دل غلام شاه جهان باش وشاه باش///پیوسته درحمایت لطف اله باش
 ستاره: شیرین قصه را به کلاغان نمی دهند / یک چای تلخ با تو عزیزم غنیمت است
 jinous: روزاحباب تو نورانی الی یوم الحساب /روزاعدای تو ظلمانی الی یوم القیام
 ستاره: مرا مهر سیه چشمان ز سر یسرون نخواهد شد / قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
 Abi67: دیشب جمال رویت تشبیه ماه کردم / تو به زماه بودی من اشتباه کردم
 ستاره: متن خبر که یک قلم بی‌تو سیاه شد جهان / حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
 ghazal110: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد //وجودنازکت آزرده گزند مباد
 ستاره: دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت/ کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا
 ghazal110: ای دل غلام شاه جهان باش وشاه باش//پیوسته در حمایت لطف اله باش
 ستاره: شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد / گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
 ghazal110: ای وای براسیری کز یادرفته باشد //دردام مانده باشد صیاد رفته باشد
 ستاره: در این کویر، دم از جاودانگی نزنم / نسیم اگر بوَزد ردّ پا نمی‌ماند
 ghazal110: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید //گفتگوی من وحیرانی من گوش کنید
 ستاره: دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز/ صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
 ghazal110: من ان نگین سلیمان به هیچ نستانم//که گاه گاه براو دست اهرمن باشد
 ستاره: دریا بنفش و مرز بنفش و هوا بنفش/ جنگل کبود و کوه کبود و افق کبود
 ghazal110: در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد //عشق پیدا شد واتش به همه عالم زد
 ستاره: دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد / یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
 ghazal110: شما نمی خوای بخوابی ؟؟!!فکرنکنی کم آوردما، خوابم میاد .شب خوش ستاره جون
 ستاره: می دونم عزیزم... اصولا خانوما عمرا کم نمیارن.......اما الآن ظهره ها....2:24
 ستاره: ای بابا...........پرا هیچ کس نیست!
 ghazal110: دل اگر خداشناسی همه دررخ علی بین //به علی شناختم من به خداقسم خدارا
 parasto00: ای برده نمازمن زهنگام///همین وقت نمازشدبیارام
 ghazal110: مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند//هرآن قسمت که آنجاشدکم وافزون نخواهدشد
 saha921: دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم/باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟
 ستاره: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم / تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم....شهریار
 toska: در نمازم خم ابروی تو در یاد امد حالتی رفت که محراب به فریاد امد
 leyla22466: دوش می امد و رخساره برافروخته بود/ تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
 ستاره: دارم از زلف ساهش گله چندان که مپرس / که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
 Abi67: ستاره ای نه مهی نه فرشته ای نه گلی نه / که هر چه گویمت آنی چو بنگرم به از آنی
 Shaghayegh: یکی از بزرگان اهل تمیز/حکایت کند زبن عبدالعزیز
 ستاره: ز دست دیده و دل هر دو فریاد / که هرچه دیده بیند دل کند یاد
 AnahitaH: دوش مرغی به صبح مینالید عقل و صبرم ببرد تا طاقت و هوش
 Abi67: شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش / ما را برای سوز و گداز آفریده اند
 RainDrop: دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد * تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی ست
 miladr72: تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند / عرصه ی شطرنج رندان را مجال شاه نیست
 ستاره: تو را من پشم در راهم شباهنگام... در آن دم که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
 Abi67: یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد / درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد
 پارسا حسینی پور: دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را/دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 .: اهل داد و داور عادل مآل مال ملک// کو سرامساک را در لمحه آرد دمار...دیوان نایاب بی نقطه
 ستاره: رفت از بر من آنکه مرا مونس جان بود / دیگر به چه امید در این شهر توان بود
 FarDin: دوش وقت سحر از قصه نجاتم دادند ون در آن ظلمت شب آب حیاتم دادند سارا
 Abi67: در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / روبه صفتان زشت خو را نکشند
 FarDin: در غیبت او اگر مرا دار زنند بر چوبه دار منتظر خواهم ماند
 marzi9833: دیدمت شبی به خواب و سر خوشم...وه مگر به خواب ها ببینمت
 ستاره: تا چند بسته ماندن در دام خود فریبی / با غیر آشنایی ، با دوستان غریبی؟!
 عطرنور┆زهرا┆: یار اگر با ما گهی صلح و گهی پیکار داشت/ما حریف عشق او بودیم و با ما کار داشت
 vvahid: تو اگر کوچ کنی بغض گلو میشکند////باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو
 ستاره: وا... که شهر بی تو مرا حبس می شود / آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
 hedyeh20: تلقین درس اهل نظر یک اشارت است/کردم اشارتی و مکرر نمی کنم
 مریم: تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد / هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت
 afsaneh12: تا نیست نگری ره هستت ندهند/ وین مرتبه با همت پستت ندهند
 ستاره: در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا/ سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
 hedyeh20: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد/وجود نازکت آزرده ی گزند مباد
 pooriya: دگر از دوستان نبینم کس/ای فلک داستان ما هم بس
 ستاره: ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد/ دل رمیده ما را انیس و مونس شد
 hedyeh20: دانی که را سزد صفت پاکی/آن کاو وجود خویش نیالاید
 vvahid: دل به امید صدایی که مگر در تو رسد///ناله ها کرد دراین کوه که فرهاد نکرد
 FarDin: دل بـه هـجـران تـو عمریست شکیباست ولی== بــار پــیــری شــکــنــد پـشـت شـکـیـبـائـی را
 hedyeh20: آتش آن نیست که از شعله ی او خندد شمع/آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
 neda68: در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع/شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
 hedyeh20: علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/که به ماسوا فکندی همه سایه ی همارا
 neda68: اگر روزی به دست آرم سر زلف نگارم را***شمارم موبه مو شرح غم شبهای تارم را
 mohadese432: اگرمیدانستم رنج جدایی را / به دل هرگزنمیدادم اشنایی را
 hedyeh20: آنان که محیط فضل آداب شدند/در جمع کمال شمع اصحاب شدند
 neda68: دانی که چرا راز دلم با تو نگفتم؟***چون طاقت اسرار نداری
 hedyeh20: یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند/طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم
 marjan67: میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان/هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
 ستاره: ناز بنیاد نکن تا نکنی بنیادم / زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
 marg: من از بیگانگان هرگز ننالم / به جانم هرچه کرد آن آشنا کرد
 hedyeh20: دریای دل از لطفش پر خسرو و پر شیرین/وز قطره ی اندیشه صد گونه گهر سازد
 mohammad74: دی میشد و گفتم صنما عهد بجای آر///گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
 hedyeh20: تو قد بینی و مجنون جلوه ی ناز/تو چشم و او نگاه ناوک انداز
 mohammad74: ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی///چه کنم که هست این ها گل باغ آشنایی
 mohadese432: یادوصال میکنم دیده پراب میشود / شرح فراق میکنم سینه کباب میشود
 ستاره: در این بازار گر سودیست با درویش خرسندست / خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
 mohammad74: یکی را بر مراد دل رسانی///یکی را در غم و حسرت نشانی!!!
 mohadese432: یک ستاره گاه احسان میکند / تیره شب رانورباران میکند
 mohammad74: دردی کشان همی شد در شرب زر کشیده///صد ماهرو ز رشکش جیب غضب دریده
 mohadese432: هرگزحسدنبردم برمنصبی ومالی / الابرانکه داردبادلبری وصالی
 hessam1357: یار ی اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد------دوستی کی آخر آمد دوستاران را چه شد
 mohadese432: درمیخانه که بتزاست چراحافظ گفت / دوش دیدم که ملائک درمیخانه زدند
 hessam1357: دلا غافل زسبحانی جه حاصل ------------ مطیع امر شیطانی چه حاصل
 mohadese432: لاله دیدم روی زیبای توام امدبه یاد / شعله دیدم سرکشی های توام امدبه یاد
 hessam1357: درد ما را نیست درمان الغیاث------ هجر ما را نیست پایان الغیاث
 mohammad74: سینه ی عریان او را دیده ام هنگام خواب///از برای آرزوها تکیه گاهی دیده ام!
 hessam1357: ما را رها کنید در این رنج بی حساب ----- با قلب پاره پاره و با جگری کباب
 mohadese432: بیزارم ازان کهنه خدایی که توداری / هرلحظه مراتازه خدای دگراستی
 hessam1357: یاری اند کس نمی بینیم یاران را چه شد ----- دوستی کی آخر آمد دوستاران را چه شد
 mohammad74: دردا که در دیار شما درد یار نیست///آن جا که درد یار نباشد دیار نیست
 hessam1357: ترک زرین کمر موی میان بسیار الست ----- نه که چون تو جوان نیست جوان بسیار است
 barbod: تنها نیم که همره خود می برم به گور///صدها هزار نفرت و نفرین و آرزو...
 hedyeh20: ور نبود جامه ی اطلس تو را/دلق کهن ساتر تن بس تو را
 mohammad74: ای همه هستی ز تو پیدا شده/// خاک ضعیف از تو توانا شده
 hedyeh20: هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان/ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان
 hessam1357: نم نم باران غباران هوا را شسته بود ----- از نم باران پر پروانه ها آغشته بود
 ---: دوستی با مردم دانا نکوست/دشمن دانا به از نادان دوست
 پارسا حسینی پور: تا فصل وصال منتظر خواهم ماند/تا دیدن یار منتظر خواهم ماند/در غیبت او اگر مرا دار زنند/بر چوبه دار منتظر خواهم ماند
 hedyeh20: دانست که دل اسیر دارد/دردی نه دوابذیر دارد
 sadeghan2013: دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید ... زینهار ای دوستان جان من و جان شما
 hessam1357: ای صاحب کرامت شکرانه سلامت ---- روزی تفقدی کن درویش بی نوا را
 yeganeh71: اگر روزی مقدر شد که با اشکت وضو سازم-خدا داند که با چشمت هزاران قبله میسازم
 barbod: مرا پرسی که چونی بین که چونم/// فغانم ناله ام اشکم جنونم/// پریرویی مرا دیوانه کرده مسلمانان که می داند فسونم؟...
 ستاره: من و مهتابِ شب و عشقِ تو جانا / برسان صبح خدایا که دیوانه نگردم
 mohammad1000: من ملک بودم و فردوس برین جایم بود /آدم اورد دراین دیر خراب آبادم
 Afroooz71: مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام//خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام
 ---: منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن//منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن//وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم//که در طریقت ما کافریست رنجیدن
 yeganeh71: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد/عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
 کژال باغستانی: دانی که چه ها چه ها میخواهم / وصل تو منه بی سروپا میخواهم
 ستاره: مرغ سحر ناله سر کن/داغ مرا تازه تر کن/زآه شرر بار این قفس را/ برشکن و زیر و زبر کن
 کژال باغستانی: نیست امید صلاحی ز فساد حافظ / چونکه تقدیرچنین است چه تدبیرکنم
 barbod: من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم///که عشق از پرده ی عصمت برون آرد زلیخا را...
 ستاره: از خلوص عمل شیخ همین فهمیدم / راه‌های نرسیدن به خدا بسیار است
 baran23: تا درون آمد غمش ازسینه بیرون شد نفس/نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
 کژال باغستانی: امدی جانم به قربانت ولی اینجا چرا / بی وفا حلا که من افتاده ام از پا چرا
 roya17: آن قصر که جمشید در اون جام گرفت...آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
 adeli47: تا توانی رفع غم از چهره غمناک کن / در جهان گریاندن آسانست اشکی پاک کن