گروه ها جستجو فایل ها تماس با ما پرداخت اینترنتی قبض ورود
  تبلیغات
لینک یادداشت
حمید ضیایی قمی
حمید ضیایی قمی چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۲
ما یاد او به ملک سلیمان نمی دهیم / لعل لبش به چشمه حیوان نمی دهیم (باران)
 Elaheh 1990: باران اشکم می‌رود وز ابرم آتش می‌جهد / با پختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام را (قبله)
 حسین شیبانی: دل هوشمند باید که به دلبری سپاری / که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی( دل)
 Elaheh 1990: دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی بینم / دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمی بینم (گنبد)
 حسین شیبانی: از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/ یادگاری که در این گنبد دوار بماند( سخن)
 Elaheh 1990: هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود / وا رهد از حد جهان بی حد و اندازه شود (حدیث)
 حسین شیبانی: حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری/ به آب دیده ی خونین نوشته صورت حال( خون)
 حمید ضیایی قمی: گفتم لب لعلت به چه آلوده شده / خون دل ماست یا لبت میگون است ﴿لب﴾
 حسین شیبانی: شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت( لعل)
 Elaheh 1990: لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است / وز پی دیدن او دادن جان کار من است (نقاب)
 حسین شیبانی: معشوق چون نقاب زرخ بر نمی کشد/ هرکس حکایتی به تصور چرا کنند( رخ)
 Elaheh 1990: مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر / فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم (شرط)
 حسین شیبانی: در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن/ شرط اول قدم آنست که مجنون باشی( منزل)
 Elaheh 1990: برقی از منزل لیلی بدرخشد سحر / وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد (قیمت)
 حسین شیبانی: خانم الهه اخه این چه کلمه است که گذاشتین
 Elaheh 1990: قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی / و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی (؟؟؟؟)
 Elaheh 1990: گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال / که وصالت متصور نشود جز به خیال (.....)
 Elaheh 1990: قیمت وصل نداند مگر آزرده ی هجر / مانده آسوده بخسبد چو به منزل برسد (اندیشه)
 شاهد: فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش/گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش(بهشت)
 zahra1370: اردی بهشت همه شادو خرم است/ اردی بهشت ما اردی جهنم است(داغ)
 حمید ضیایی قمی: چو غنچه سینه چاکم از چه کردى/ چو لاله داغدارم از چه دارى ﴿مسکین﴾
 Elaheh 1990: گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب / گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب (نعره)
 حسین شیبانی: عطار چو نعره ی عشق تو می رنذ/ هستند جمله نعره زنان از تو بی خبر( خبر)
 Elaheh 1990: خبرت هست؟ که از خویش خبر نیست مرا / گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا (نشان)
 حسین شیبانی: نشان اهل خدا عاشقی است با خود دار/ که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم( شیخ)
 Elaheh 1990: محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد / قصه ی ماست که در هر سر بازار بماند (دیوانه)
 حسین شیبانی: دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت/ آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو( جامه)
 Elaheh 1990: چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ / وین قبا در ره آن قامت چالاک انداز (نقش)
 حمید ضیایی قمی: در خاطر خود نقش ز بالات کشیدم/ تصویرى از آن پیکر زیبات کشیدم ﴿خراب﴾
 حسین شیبانی: - صلاح کار کجا و منِ خراب کجا/ ببین تفاوت ره کَز کُجاست تا به کجا( صلاح)
 Elaheh 1990: صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم / به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم (عارف)
 kiu1299: عکس روی تو چو در آینه جام افتاد / عارف از خنده می در طمع خام افتاد(جام)
 حسین شیبانی: ساقیا جامم پیاپی ده که در سیر طریق/ هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود(سیر)
 maryam19: درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
 kiu1299: در زلف بتان تا چه فریب است که پیوست && محمود پریشان سر زلف ایاز است(زلف)
 maryam19: تو را در قلب انسان های عاشق پیشه معصوم و در هر جای این دنیا به دنبال تو می گردم
 kiu1299: من از حسن روزافزونی که یوسف داشت دانستم &&که عشق از پرده عصمت برون آرذ زلیخا را
 raha71: الا ای آهوی وحشی کجایی/ مرا با توست بسیار آشنایی(آهو)
 arefe8888: بیچاره آهویی که صید پنجه شیری ست/ بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی (صید)
 حمید ضیایی قمی: دوشم به غمزه گفت که اى زهره بعد از این / تو صید پاى بسته و تنها شکارمى ﴿بنفشه﴾
 arefe8888: تاب بنفشه میدهد طره ی مشک سای تو/ پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو (مشک)
 سحر: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد/ عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد(نفس)
 kiu1299: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
 kiu1299: مـژده ای دل که مسیـحا نفـسی مـی آیـد && کـه ز انفاس خوشش بوی کسی مـی آید(مژده)
 حمید ضیایی قمی: مژده وصل تو را با جان برابر مى‏کنم/ چون ببینم روى خوبت حج اکبر مى‏کنم ﴿ساغر﴾
 pantea: مرا با شمع نسبت نیست در سوز /که او شب سوزد و من در شب و روز
 حمید ضیایی قمی: زهره به غیر یادت، چیزى به دل ندارد/ بازآ که بزم ما را، جز شمع حاجتى نیست ﴿بزم﴾
 mohammadi123: ما را سری است که گر خلق روزگار /دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم(کعبه)
 parisa: در کعبه کوی تو هرآنکس که درآید///از قبله ابروی تو در عین نمازست<ابرو>
 سحر: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد/ حالتی رفت که محراب به فریاد آمد(فریاد)
 kiu1299: در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم && گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم(صاحبدل)
 shaer2014nashi: دوش دیدم که همه صاحبدلان گشته اند مجنون زه بهر خوشکلان >بهر<
 kiu1299: سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل && شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
 pantea: یک جو از خرمن هستی نتواند برداشت/هرکه در کوی فنا در ره حق دانه نکشت
 Elaheh 1990: ز کویت گر رسد گردی به استقبال برخیزد / ز جان افشانی صاحبدلان گردی ز هر کویی (شهید)
 arshia7: با صبا در چمن لاله سحر می گفتم/ که شهیدان که اند اینهمه خونین کفنان(حظ)
 لیلاوصالی(رایحه یاس): یک دو شاعر شعر خود را فقه اکبر کرده‌اند، حظ نفس خویش را با حق برابر کرده‌اند (شعر)
 Elaheh 1990: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد // یک نکته از این معنی گفتیم وهمین باشد (نماز)
 solmaz1379: شیطان که رانده شد به جز یک خطا نکرد // خود را برای سجداه به آدم رضا نکرد (شیطان)
 Elaheh 1990: از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی // ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا (هوا)
 zdadfar: مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم/ هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم(ابر)
 RainDrop: ابرهای خبر این بار چه بارانی بود / سخت سردم شده این سوز، زمستانی بود (پنبه)
 shagayegh: شتر در خواب بیند پنبه دانه / گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه (شتر )
 nashakiba: شتر از بار مینالد من از دل / بنالیم هردومون منزل به منزل (بار)
 nargesfallah: بارها گفته ام و بار دگر میگویم/ که من دلشده این ره نه به خود میپویم (دلشده)
 شاهد: میروى باز و رها میکُنیَم با غم و رنج / زهره دلشده چون سایه ات اندر عقب است (زهره )
 Elaheh 1990: زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت // کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد (خیال)
 شاهد: دانسته‏ ام زسردى رفتار او به خود / پیمان و عهد را به خیال شکستن است (صاحبدل )
 Elaheh 1990: در پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم // گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم (خام)
 MAHBOOB4623: اران اشکم می‌رود وز ابرم آتش می‌جهد / با پختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام را
 شاهد: خوش آن شیرینى و شیرین کلامى / خوشا آن سوختن در عین خامى ( دوست )
 Elaheh 1990: مرا از دنیی و عقبی همینم بود و دیگر نه // که پیش از رفتن از دنیا دمی با دوست دریابم (محراب)
 شاهد: در صومعه زاهد و در خلوت صوفی / جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست (شاهد )
 Elaheh 1990: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد // بنده طلعت آن باش که آنی دارد (گلاب)
 شاهد: گر زان که نمی‌خواهی تا جلوه شود گلشن / از بهر چه بگشادی دکان گلابی را ( فرشته )
 Elaheh 1990: دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای // فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد (عهد)
 MAHBOOB4623: عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست/ این عشق تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست(محبوب)
 MAHBOOB4623: جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است/ جنگل شب تا سحر تن شسته در باران، خیال انگیز !
 Elaheh 1990: مشتاق توام با همه جوری و جفایی// محبوب منی با همه جرمی و خطایی (روز)
 MAHBOOB4623: روزی ز سر سنگی عقابی به هوا خواست / و اندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
 mahtab18: روز ازل از کلک تو یک قطره سیاهی بر روی مه افتاد که شد حل مسایل ( نظر )
 Elaheh 1990: نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند// همه اسمند و تو جسمی همه جسمند و تو جانی(بلبل)
 0373084196: یارب سببی ساز که یارم به سلامت / باز آیدوبرهاندم ازبندملامت
 
لینک یادداشت
روستایی
روستایی چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۲
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

(خون)

 Elaheh 1990: چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود / ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد (کوه)
 روستایی: تا یکی قطره چشیدم منش از چشمه قاف /کوه در چشمه و دریا به سبو می بینم (سحر)
 Elaheh 1990: سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی / خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی (نظر)
 روستایی: گر تو قیامت به وعده دور نخواهی / یک نظرم جلوه کن بدان قد و قامت (کعبه )
 behzad48: دربیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور (دلبر)
 روستایی: متاع دلبری و حال دل سپردن نیست / وگرنه پیر از عاشقی نپرهیزد (وصال)
 behzad48: تاکی به تمنای وصال تویگانه/اشگم شود ازهرمژه چون سیل روانه (ژاله)
 روستایی: ز استخوانهاشان شنید او ناله‌ها / اشک‌ریزان جانشان چون ژاله‌ها (ناله)
 Elaheh 1990: تا مگر همچو صبا باز به زلف تو رسم / حاصلم دوش بجز ناله شبگیر نبود (زلف)
 روستایی: نشود رام سر زلف دل آرامم دل / ای دل از کف ندهی دامن آرامیها (سکه)
 behzad48: هزار نقد به بازار کائنات آرند / یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد(هنگامه)
 روستایی: حراج عشق وتاراج جوانی وحشت پیری / در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم (باغبان)
 behzad48: باغبان گرچندروزی صحبت گل بایدش /وزجفای خارهجران صبر بلبل بایدش(دیو)
 روستایی: تو شهریار دراین هفتخوان تهمتن باش / که دیو نفس حرون است و راهبان نرهند (مژگان)
 behzad48: به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم/بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم(سرمه)
 روستایی: ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت / وی جام بلورین که خورد باده نابت (قافله)
 breez: این قافله عمر عجب میگذرد// دریاب دمی که با طرب میگذرد (طرب)
 روستایی: شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه / ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت (ناز)
 پدیده: zxcvb98765: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم با جوانان ناز کن با ما چرا
 saboori: کلمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 mojtaba66maleki: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/دیگر اکنون باجوانان ناز کن باما چرا؟(طفل)
 24hr4: گر تو از طفلی ز روز آگه نه ای/ خیز با ما جان بابا روز شد (نماز)
 alireza1380: ىا حسىن دىگر هواى کربلا کرده دلم/هم نشىنى با کاروان کربلا دارد دلم(کربلا)
 24hr4: حشرگاه هر حسینی گر کنون/ کربلایی کربلایی کربلا (خوب)
 24hr4: از دگر خوبان تو افزون نیستی/ گفت خامش چون تو مجنون نیستی (بیابان)
 24hr4: در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم/ سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور (سامان)
 24hr4: ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن/ وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور (خال)
 ahmadjalili: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم/ چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم(نشان)‏
 Elaheh 1990: نشان مرد خدا عاشقی است با خود دار / که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم (نقش)
 ahmadjalili: من از آن روز می ترسم که چون با ما به مهر آئی/ برسم عشق ،لوح دل ز نقش من بیارائی(تاب)‏
 24hr4: تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو/ پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو (دندان)
 ahmadjalili: دادا و داداگرم دادا به فریادم برس / درد دندان دارم و دردش نمی داند کسی ‏(ملائک)‏
 kimia7: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند (عمر)
 ahmadjalili: نشاط عمر باشد تا چهل سال / پس از چهل سالگی ریزد پر و بال ‏(تندرستی)‏
 ahmadjalili: پس از پنجاه نباشد تندرستی / بصد کندی پذیرد پای سستی ‏(ناله)‏
 24hr4: رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد/ خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند (خدا)
 ahmadjalili: خدا را بر آن بنده بخشایش است / که خلق از وجودش در آسایش است ‏(هستی)‏
 kimia7: ای همه هستی ز تو پیدا شده . خاک ضعیف از تو توانا شده ( فردا)
 24hr4: بیا تا برآریم دستی ز دل/ که نتوان برآورد فردا ز گل (غنچه)
 sahar6725: ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی/خاری به خود میبندی و ما را ز سر وا میکنی
 sahar6725: (روزگار)
 619: روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم.....ساکن کوی دل عربده جویی بودیم { بابا این نوع مشاعره واقعا خیلی خیلی سخته شما ها انقدر خبره شعرین ؟ ! چه جوری کلمات شعر ها رو حفظین ؟ } (پیادگان)
 sahar6725: پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست/هم بر پیادگان شما نیز بگذرد(مست)
 619: { جالب اینجاست که من دقیقا شعر بالا تو ذهنم بود که گفتم پیادگان } .. من مست و تو دیوانه...... ما را که برد خانه(سلسله)
 zara: سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست ( سوسن )
 619: { همین جا اعلام میکنم که کم آوردم :دی }
 amirghorbanpur: تا نیستی تمام غزلها معلق اند / این شعر مدتیست که کامل نمی شود ( نجمه زارع )
 24hr4: عارفی کو که کند فهم زبان سوسن/ تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد (دل)
 AFSANEH1: سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد ( تمنا)
 24hr4: تا کی به تمنای وصال تو یگانه/ اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه (اشک)
 AFSANEH1: اای اشک من بغض مرا بشکن پریشانم مکن/ گر میکنی اما مرا پ‍ریشان تر از آن دریا مکن (پریشان)
 24hr4: کی دهد دست این غرض یارب که همدستان شوند/ خاطر مجموع ما زلف پریشان شما (دیدار)
 AFSANEH1: من عاشقم و گشته گنه مانع دیدار/ من گرچه شدم از گنهم زار و گرفتار (گنه)
 24hr4: طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم/ گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید (سوز)
 AFSANEH1: چون به سخن داشت مرا دوش یار. چون به دم گرم جگرسوز شد ( سخن)
 Shaghayegh: از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر /یادگاری که در این گنبد دوار بماند (راز )
 AFSANEH1: مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده/ ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی‌بینم(همدم)
 24hr4: سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند/ همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند (یاد)
 kimia80: یاد باد ان که ز ما وقت سحر یاد نکرد / به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
 ایشتار: دلم محراب زیبایی چو ابروی تو میخواهد / بهانه کرده و تنها گل روی تو میخواهد
 سیدمجید.ج: دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟ ////// طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
 saideh: saideh:غرق خون بودونمی مردزحسرت فرهاد خواندم افسانه ی شیرین وبه خوابش کردم
 MAHBOOB4623: یاد باد انکه ز ما وقت سفر یاد نکرد. به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد.( حسرت)
 Elaheh 1990: عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان // روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم (پروانه)
 mahtab18: چراغ روی تو را شمع گشت پروانه مرا ز حال تو با حال خوبش پروا نه ( سروش)
 Elaheh 1990: بیار باده که دوشم سروش عالم غیب // نوید دادکه عام است فیض رحمت او (پریشان)
 Alisreza33heydari: ای روی دلآرایت مجموعه ی زیبایی/مجموع چه غم دارد از من که پریشانم(زیبا)
 Elaheh 1990: خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی // نداری غیر از این عیبی که میدانی که زیبایی (آینه)
 
لینک یادداشت
gift1980
gift1980 دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳
به می سجاده رنگین کن گرت پیرمغان خواهد/که سالک بی خبر نبود ز راه ورسم منزل ها (سالک)
 روستایی: اگر که سالک عشقی به پیر دیر گرای /که گفته اند قمار نخست با لیلاج(سخن)
 Elaheh 1990: سخن از مطرب و می گوی و راز دهر کمتر جو / که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را (می)
 zare62: در میخانه نبود بسته ولی حرمت می / واجب آمد که ملائک در میخانه زنند (سبیل)
 24hr4: ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل/ سلسبیلت کرده جان و دل سبیل (لیلا/ لیلی)
 24hr4: وارث تمام اضطراب های من سلام/ لیلی قشنگ خواب های من سلام (سفر)
 Elaheh 1990: یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد / به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد (مجلس)
 24hr4: گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر/ مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد (خواب)
 Sufia: "گه تازیانه"غلطه."گه دانه دانه "درسته.
 ahmadjalili: شتر در خواب بیند پنبه دانه / گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه ‏(رویا)‏
 24hr4: تو تعبیر رویای نادیده ای/ تو نوری که بر سایه تابیده ای (شعر تر)
 24hr4: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد/ یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد (وقت)
 ahmadjalili: ور،وفاگردد،لیکن نه به هنگام و به و قت / آب سردیست که در مو سم تابستان نیست ‏(عنبر)‏
 24hr4: باد آمد و بوی عنبر آورد/ بادام شکوفه بر سر آورد (دفتر)
 ahmadjalili: سر دفتر عالم ربائی عشق است / ایدوست بدان که زندگانی عشق است ‏(پونه)‏
 ahmadjalili: نگاه کردم،ندادادم،چراغ عقل به باددادم / از۰برای چند شاخه گل پونه دلم ،روحم ،جسم و جان دادم(روح)‏
 kimia7: نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی/ سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا ( قدر)
 ahmadjalili: شب قدر است و قدر آن بدانیم / نماز و جو شن و قرآن بخوانیم (لاله)
 24hr4: نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است/ که داغدار ازل همچو لاله ی خودروست (سمن/ یاسمن)
 sahar6725: ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد/چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
 sahar6725: (سایه)
 Shaghayegh: سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد/ ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود(ساحل)
 amirghorbanpur: دل به مجنون شدن خویش در آیینه مبند / صبر کن عاشق دیوانه ترت می آید ( کاظم بهمنی )
 sahar6725: آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید/یک نفر در آب دارد میسپارد جان(خاک)
 PMSD: انان که خاک را به نظر کیمیا کنند// ایا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند
 24hr4: گفت چشم تنگ دنیادار را/ یا قناعت پر کند یا خاک گور (ساقی)
 AFSANEH1: ساقی ار باده از این دست به جام اندازد. عارفان را همه در شرب مدام اندازد (باده)
 24hr4: دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی/ ز کدام باده ساقی به من خراب دادی (مهر)
 24hr4: دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی گیرد/ ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد (دل)
 AFSANEH1: خون دل مـــــــوج زند در جگــــــرم چون یاقوت/ شهــــریــــــا را چکنم لعلــــم و والا گهـــــرم
 24hr4: کلمه؟
 AFSANEH1: خون دل مـــــــوج زند در جگــــــرم چون یاقوت/ شهــــریــــــا را چکنم لعلــــم و والا گهـــــرم (گوهر)
 24hr4: گوهر پاک بباید که شود قابل فیض/ ورنه هر خشت و گلی لولو و مرجان نشود (گل)
 AFSANEH1: دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند/ گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند (پیمانه)
 24hr4: الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه/ که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم (میخانه)
 monamollayi6702: میازار موری که دانه کش است که جان دارد/جانش لانه کش است
 ایشتار: تار و پود عالم امکان، به هم پیوسته است / عالمی را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد
 سیدمجید.ج: دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم// از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
 MAHBOOB4623: در حسرت یک نعره مستانه بمردیم/ ویران شود این شهر که میخانه ندارد.(ویران)
 Elaheh 1990: خرم آن روز کز این منزل ویران بروم // راحت جان طلبم و از پی جانان بروم (مسجد)
 mahtab18: دوش از مسجد سوی میخانه امد پیر ما چیست یاران طریقت بعد این تدبیر ما ( گناه )
 Elaheh 1990: مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن// که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست (شراب)
 zahra24: شراب تلخ میخوام که مرد افکن بود زورش***که تا یک دم بیاسایم ز دنیا وشر و شورش(چشم)
 Elaheh 1990: چشم آسایش که دارد از سپهر تیز رو // ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی (قد)
 SalmaR: قد همه دلبران عالم//پیش الف قدت چو نون باد(دلبر)
 SalmaR: قد همه دلبران عالم//پیش الف قدت چو نون باد(دلبر)
 Elaheh 1990: کاش کان دلبر عیار که من کشته اویم // بار دیگر بگذشتی که کند زنده به بویم (خبر)
 gerdoo92: خبر آمد خبری در راه است/ خرم آن دل که از آن آگاه است // شاید این جمعه بیاید شاید// پرده از چهره گشاید شاید ( سامان )
 Elaheh 1990: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس / که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس (هنر)
 minahatami: سیب سرخی به من بخشید و رفت/عاقبت بر عشق من خندید و رفت
 parnian ghasemy: تو کز محنت دیگران بی غمی ........نیلرند که نامت دهند ادمی
 habibe: یا از این آلودگی پاکم بکن ...... یا نه در خونم کش و خاکم بکن
 
لینک یادداشت
حسین شیبانی
حسین شیبانی چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۲
گفت من با تو سخن های نهان خواهم گفت/سر بجنبان که بلی،جز که به سر هیچ مگو(نهان)
 baran23: هر چه می خواهم غمت را در دلم پنهان کنم / سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن(دل)
 بیدکانی: دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی/ز کدام باده ساقی به من خراب دادی(ساقی)
 حسین شیبانی: ساقیا جامم پباپی ده که در سیر طریق/ هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود(نفاق)
 baran23: در مجالس حرف سرگوشی‌زدن با یکدگر / در زمین سینه‌ها تخم نفاق افشاندن است(مجالس)
 حسین شیبانی: به خواری منگر ای منعم ضعیفان و نحیفان را/ که صدر مجلس عشرت گداری ره نشین دارد( گدا)
 baran23: لاف در چنته نداریم گدایی بلدیم / هنر وصل نداریم جدایی بلدیم (لاف)
 حسین شیبانی: لاف عشق و گله از یار بسی لاف دروغ/ عشق بازان چنین مستحق هجرانند(هجر)
 baran23: غصه ی دوری دلدار مرا پیرم کرد/ غم هجران نگارم زجهان سیرم کرد(جهان)
 حسین شیبانی: جان جهان دوش کجا بوده ای/نی غلطم در دل ما بوده ای( غلط)
 baran23: تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط / باختم جان در هوای او غلط کردم غلط(هوا)
 حسین شیبانی: هوا خواه توام جاناو می دانم که میدانی/که هم نادیده میبینی و هم ننوشته می خوانی( دیده)
 baran23: در سینه بی کینه ما نقش تو جاریست / هر چند که در دیده ما جای تو خالیست(نقش)
 حسین شیبانی: چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش/که این معما هیچ بر ما در جهان آگاه نیست(معا)
 baran23: مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش / کو به تایید نظر حل معما می‌کرد(نظر)
 forough: تا تو کردی به سوی ما نظری / ملک هر دو جهان مسخر ماست (جهان)
 baran23: مکن کاری که بر پا سنگت آید /جهان با این فراخی تنگت آید (سنگ)
 forough: بس زود ملول گشتی از همنفسان / آه از دل تو که سنگ می‌بارد از او (زود)
 حسین شیبانی: از همان راهی که آمد گل مسافر می شود /زود گردد چهره ی بی شرم پامال نگاه(چهره)
 shervink: درد
 forough: ملاحت‌های هر چهره از آن دریاست یک قطره / به قطره سیر کی گردد کسی کش هست استسقا(دریا)
 حسین شیبانی: دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم/ و ان در این کار دل خویش به دریا فکنم(صبر)
 parisa: گویند سنگ لعل شود درمقام صبر/آری شود ولیکن به خون جگر شود (خون)
 kiu1299: بیمار غمت را به جز ار صبر دوا نیست صبر است دوای من و دردا که مرا نیست
 zeinab13: تونیکی میکن و در دجله انداز //که ایزد در بیابانت دهد باز(سرشت)
 حسین شیبانی: دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند/ گل آدم بسرشتند وبه پیمانه زدند( ملایک)
 zeinab13: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند//همه سر کچلان فر شش ماه زدند
 kiu1299: در کــوی خرابات کسی را که نیـــاز است / هشیاری و مستیش همه عین نماز است
 zeinab13: تاتوانی دلی به دست اور//دل شکستن هنر نمی باشد(عقل)
 حمید ضیایی قمی: عقل از خانه و کاشانه فرارى گردید / زانکه مغلوب دل و خواهش بى جاى تو شد (تماشا)
 حمید ضیایی قمی: من گلى پژمرده‏ام در دست باد مهرگان / غنچه‏اى نشکفته از بهر تماشا نیستم (جفا)
 zeinab13: نکردی در این روز بر من جفا// که تو شیر مردی و من پیرزن(سنگ)
 حسین شیبانی: گویند سنگ لعل شود در مقام صبر/ آری شود ولیک به خون جگر شو( خون)
 سحر: با صبا در چمن لاله سحر می گفتم / که شهیدانٍ که اند این همه خونین کفنان
 kiu1299: نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت / سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت
 nik: تا کی به تمنای وصال تو یگانه // اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 behzad48: سحرجان شعر راکه گفتی باید یه کلمه هم بگی تا طبق اون بقیه شعر بنویسند
 kimia80: هر مرغ به دستانی در گلشن شاه اید / بلبل به نواسازی حافظ به غرل گویی
 ashofte63: یار مراغار مرا عشق جگر خوار مرا/یارتویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
 ایشتار: از فراقت به جوانی همگی پیر شدیم / بی تو از وادی دنیا همگی سیر شدیم
 سیدمجید.ج: مهدیا خانه صبر ز هجران تو گردید خراب / دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی
 ias26: یا رب قدحی پر شراب کن /چرخ فلک درنگ ندارد شتاب کن
 niki2v: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد, عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
 arshia7: دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت/امدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو (نعره)
 Elaheh 1990: زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول // آن‌ های هوی و نعره مستانم آرزوست (دیوانه)
 لیلاوصالی(رایحه یاس): ز هشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد، دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد... (هشیار)
 Elaheh 1990: هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد // در خرابات بگویید که هشیار کجاست (مجنون)
 solmaz1379: مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر // فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم (شیرین)
 Elaheh 1990: شیرین تر از آنی به شکر خنده که گویم // ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی (خراب)
 amirali60: گر خانه ی عشق در دلم شد خراب /// دیگر ندارم امیدی به این عیش سراب (سراب)
 fahimeh34: به نام خداوند جان و خرد /// کزین برتر اندیشه بد نگذرد
 amir1300: دور است سر آب از این بادیه هش دار / تا غول بیابان نفریبد به سرابت(غول)
 MAHBOOB4623: مجهول مرو، با غول مرو زنهار! سفر با قافله کن (مادر)
 Elaheh 1990: مهری که مراست عارضی نیست // مادر به محبت تو زادم (پریشان)
 MAHBOOB4623: مست و پریشان توام موقوف فرمان توام. اسحاق قربان توام این عید قربانی است این (کاروان)
 Elaheh 1990: کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش // کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی (دایره)
 mahtab18: دل چو پرگار به هر سو دورانی میکرد وندر ان دایره سرگشته پا برجا بود ( نفس)
 Elaheh 1990: نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید// فغان که بخت من از خواب در نمی‌آید (پروانه)
 SalmaR: در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست//ورنه از داغت جهانی را بسوزانم چو شمع(اسیر)
 SalmaR: در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست//ورنه از داغت جهانی را بسوزانم چو شمع(اسیر)
 Elaheh 1990: من از آن روز که در بند توام آزادم // پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم (خاک)
 
لینک یادداشت
Sufia
Sufia دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند/پنهان خورید باده که تعزیر می کنند(پروانه)
 paniz500: پروانه ز من شمع ز من گل ز من آموخت /افروختن و سوختن و جامه دریدن(عشق)
 24hr4: ز تاب آتش سودای عشقش/ به سان دیگ دائم میزنم جوش (روز)
 ahmadjalili: در هوایت بیقرارم روز و شب/ سر ز پایت بر ندارم روز و شب (خاطر‏)‏
 banooyas: یادمان باشد اگر خاطرما تان تنها شد.طلب عشق ز هر بی کس و کاری نکنیم
 ahmadjalili: من بیچاره درویشم، نه در فکر کم و بیشم/ نه در اندیش تجریشم،نه در تشویش بستانش ‏(دربند)‏
 ahmadjalili: نه من دربند"دربندم"‏نه بر"زرگنده پابندم/همانا"قلهک"افکندم،همی در بند خوبانش(‏گلستان)‏
 24hr4: یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور/ کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور (لب)
 kimia7: فرصت بوسه زدن داد ولی لیک نگفت / لب پایین مرا یا لب بالایی را (شمع)
 ahmadjalili: شمع وگل و پروانه و بلبل همه جمعند/ای دوست بیا رحمی به تنهائی ما کن ‏(خرسند)‏
 24hr4: در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است/ خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی (نگار)
 ahmadjalili: نگار تازه خیز ما کجائی ،بچشمان سرمه ریز ما کجائی / نفس برسینه طاهررسیده،دم رفتن عزیز ماکجائی ‏(‏گوهر‏)‏
 24hr4: گوهر پاک بباید که شود قابل فیض/ ورنه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود (مشتاق)
 ahmadjalili: مشتاق گل از سرزنش خار نترسد / حیران رخ یار ز اغیار نترسد ‏(سیاست)‏
 ahmadjalili: سیاست پیشگان در هر لباسند / بخوبی همدگر را می شناسند (جوانی‏)‏
 24hr4: نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/ دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا (سوخته)
 ahmadjalili: سوخته از شر هم اسوده شوند @ فارغ از صحبت بیهوده شوند (حاجیان‏)‏
 24hr4: حاجیان مانده اند از راه حج/ داوری اشتران گرگین کن (پریشان)
 sahar6725: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید/قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
 sahar6725: (روح)
 amirghorbanpur: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 amirghorbanpur: ( حافظ )
 24hr4: نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی/ سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا (خدا)
 24hr4: از خدا جوییم توفیق ادب/ بی ادب محروم گشت از لطف رب (تو)
 AFSANEH1: عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست / من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟ (مهلت)
 24hr4: روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده/ تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم (جان)
 AFSANEH1: زیبا رویان جهان رحم ندارد دلشان/ باید از جان گذرد هر که شود همرهشان
 24hr4: کلمه؟
 AFSANEH1: زیبا رویان جهان رحم ندارد دلشان/ باید از جان گذرد هر که شود همرهشان (راه)
 24hr4: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود/ زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت (وحشت)
 AFSANEH1: هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست / بدانک خصم دلست و مراقب تن‌هاست (غم)
 Shaghayegh: تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد /حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد (صبح)
 AFSANEH1: صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم/ شب سیه مست فنا بود که هشیار شدیم(سیه)
 24hr4: به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم/ بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم (دین)
 ایشتار: ماه من تعجیل اگر دارد به رفتن، باک نیست / آری او عمر است و دارد عمر در رفتن شتاب
 سیدمجید.ج: بترس از خدای و میازار کس .////. ره رستگاری همین است و بس
 MAHBOOB4623: من اگر کافر و بی دین و خرابم؛ به تو چه؟ من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به توچه؟ تو اگر مستعد نوحه و آهی٬ چه به من؟ من اگر عاشق سنتور و ربابم ؛ به تو چه؟(رباب)
 Elaheh 1990: عذر میخوام خانم محبوب خیلی برام جالبه بدونم شاعر این ابیات کیه ؟؟؟؟؟
 DYBA: احساس میکنم این شعر از خانم سیمین بهبهانی باشد کامل آن در پروفایلم هست
 MAHBOOB4623: خواهش میکنم عزیزم درسته از خانم بهبهانیه به اسم کفرنامه که جوابی هم دارد اگر دوست داشتید بخونید تو پروفایلم میذارم براتون
 Elaheh 1990: خیلی ممنون از دوستان که به سوالم پاسخ دادید.
 Elaheh 1990: چه نسبت است به رندی صلاح و تقوی را // سماع وعظ کجا نغمه ی رباب کجا (نسیم)
 mahtab18: ای نسیم سحری بندگی من برسان که فراموش مکن وقت دعای سحرم (نماز )
 Elaheh 1990: نماز در خم آن ابروان محرابی// کسی کند که به خون جگر طهارت کرد (نصیحت)
 SalmaR: نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر//هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر(عطر)
 SalmaR: نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر//هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر(عطر)
 Elaheh 1990: با همه عطر دامن آیدم از صبا عجب // کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی کند (خون)
 
لینک یادداشت
حمید ضیایی قمی
حمید ضیایی قمی دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲
در قماری که زدی دوش در این مرحله با من / هستیم را به تو ای آفت جان باخته بودم (فاخته)
 حمید ضیایی قمی: دوری از خلق گُـزیدم که تو در خاطرم آیی / دل چو پروانه و من همسخن فاخته بودم (شرم)
 حسین شیبانی: شرمم کشد که بی تو نفس می کشم هنوز/ تا زنده ام بس است همین شرمساریم( نفس)
 parisa: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد//عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد<جوان>
 حمید ضیایی قمی: بهار آمد دل ما را جوان کرد / نشاطی در زمین وآسمان کرد(دل)
 parisa: دل ما به دور رویت ز چمن فراق دارد //که چو سرو پایبندست وچو لاله داغ دارد<لاله>
 حمید ضیایی قمی: تویی لاله منم صحرای سوزان / بیا چون لاله بر دامان صحرا (مشک)
 parisa: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد///عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد<نرگس>
 حمید ضیایی قمی: بدادم نسبت چشمت به نرگس / چو چشمت نرگس شهلا ندیدم (پروانه)
 Elaheh 1990: یاد باد آنکه رخت شمع طرب می افروخت / وین دل سوخته پروانه ی ناپروا بود (طرب)
 حمید ضیایی قمی: سخنت نغز و دل انگیز بود / هم فرح بخش و طرب خیز بود (پیمانه)
 Elaheh 1990: الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه / که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم ( میخانه)
 حمید ضیایی قمی: همره دُردی کشان کوی سربازان عشق / همزبان ساقی وهمسایه میخانه ام ( صبر )
 Elaheh 1990: گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود ( لعل )
 حمید ضیایی قمی: لب لعل تو آب زندگانیست / سراغ شهد را اینجا نشانیست (ساغر)
 Elaheh 1990: ای نور چشم من سخنی هست گوش کن / چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن ( قیامت)
 حمید ضیایی قمی: قیامت گشته بر پا با قیامت / قیامت کشته ما را تا قیامت(تفسیر)
 Elaheh 1990: روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد / زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما (ملکوت)
 kiu1299: مرغ باغ ملکوتم ، نیّم از عالَم خاک / دو سه روزى قفسى ساخته اند از بدنم
 nik: مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم// هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
 eli41: من ندانستم از اول که توبی مهرو وفایی/عهدنابستن ازآن به که ببندی و نپایی(گیسو)
 Elaheh 1990: مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت / خرابم می کند هردم فریب چشم جادویت (محراب)
 anahita27: ﺗﺎ ﺩﻝ ﺑﻪ ﻣﻬﺮﺕ ﺩﺍﺩﻩﺍﻡ ﺩﺭ ﺑﺤﺮ ﻓﮑﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩﺍﻡ. ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩﻩﺍﻡ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﺍﻧﺪﺭﯼ(مهر)
 Elaheh 1990: مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهدشد / قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد (صحبت)
 behzad48: هدهد گرفت رشته‌ی صحبت به دلکشی/بازش سخن ز زلف تو و شانه‌ی تو بود(اسطوره)
 alireza1380: علی ندیدی در آدم به جز نیکی و بدی/پس چه شد که شدی گنه کار جاهلی
 24hr4: داغ یونانش بر کفل منهید/ قفل اسطورهٔ ارسطو را (زلف)
 24hr4: تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست/ دل سودازده از غصه دو نیم افتادست(ارغوان)
 24hr4: ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد/ چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد (طره)
 Elaheh 1990: گفتم گره نگشوده‌ام زان طره تا من بوده‌ام / گفتا منش فرموده‌ام تا با تو طراری کند (سحر)
 roz: سحر باباد می گفتم حدیث آرزومندی/ندا آمد که واثق شو به الطاف خداوندی(سیب)
 roz: سحر باباد می گفتم حدیث آرزومندی/ندا آمد که واثق شو به الطاف خداوندی(سیب)
 roz: سحر باباد می گفتم حدیث آرزومندی/ندا آمد که واثق شو به الطاف خداوندی(سیب)
 24hr4: لبخند تو را چند صباحیست ندیدم/ یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب (حسود)
 kimia7: یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش/ می سپارم به تو از چشم حسود چمنش (چمن)
 24hr4: سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند/ همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند (سلسله)
 Elaheh 1990: ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسله / ای سلسله جنبان جان عالم ز تو پرغلغله (جام)
 mohadese626: سالهادل طلب جام جم ازممی کرد // انچه خودداشت زبیگانه تمنامی کرد
 mohadese626: 0بیگانه0
 Sufia: در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای /سوختم زین آشنایان ای خوشا بیگانه ای
 Sufia: (افلاطون)
 ahmadjalili: خداوندا ز افلاطون بگذر / ولی ازدوستان بد نگذر(نیک)‏
 kimia7: تو نیکی می کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز (گیسو)
 ahmadjalili: دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود/ تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود(اسرار)‏
 24hr4: آن یار کز او گشت سر دار بلند/ جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد (آب)
 ahmadjalili: در دیده بجای خواب آب است مرا ‏/ زیرا که بدیدنت شتابست مرا(واقعه)‏
 24hr4: باز گویم نه در این واقعه حافظ تنهاست/ غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر (خار)
 ahmadjalili: از محبت خار ها گل می شود / وز محبت سر که ها مل می شود ‏(منظر)‏
 24hr4: رواق منظر چشم من آشیانه توست/ کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست (نی)
 ahmadjalili: بشنو از نی چون حکایت می کند / از جدائی ها شکایت می کند ‏(گل)‏
 kimia7: نبینی باغبان چون گل بکارد . چه مایه غم خورد تا گل برارد ( واژه)
 24hr4: به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن/ واژه ای در قفس است (زنده)
 amirghorbanpur: تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند / تا کمی دور شوی , هی خبرت می آید ( کاظم بهمنی )
 sahar6725: مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم(رویا)
 24hr4: تو تعبیر رویای نادیده ای/ تو نوری که بر سایه تابیده ای (آسمان)
 delsa: آسمان بار امانت نتوانست کشید/قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند(آرام)
 24hr4: ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می رود/ وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود (جان)
 AFSANEH1: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ / حالا که من افتانده ام از پا چرا؟ (دیار)
 24hr4: من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب/ مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم (دوست)
 AFSANEH1: مرحبا ای پیکِ مشتاقان بگو پیغام دوست/ تا کنم جان از سرِ رَغبت فدای نام دوست (پیک)
 24hr4: یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی/ در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود (مه)
 AFSANEH1: دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد/ ز هر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیرد (دل)
 24hr4: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/ قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید (باغ)
 AFSANEH1: لاله در باغ خزان، برگ و برش کم می شد/ شمع ویرانه فروغ سحرش کم می شد(فروغ)
 24hr4: ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما/ آبروی خوبی از چاه زنخدان شما (شما)
 ایشتار: این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریخته / موج، ماهیهای عاشق را به ساحل ریخته
 سیدمجید.ج: هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق /// هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق
 mahtab18: ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما ابروی خوبی از چاه زنخدان شما ( آتش)
 Elaheh 1990: زان سوی بحر آتش اگر خوانیم به لطف // رفتن به روی آتشم از آب خوش تر است (عطر)
 zahra24: در مجلس ما عطر میامیز که ما را***هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است(گیسو)
 Elaheh 1990: دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود // تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود (سرو)
 SalmaR: سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند//همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند(آینه)
 SalmaR: سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند//همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند(آینه)
 Elaheh 1990: چشمم از آینه داران خط و خالش گشت // لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد (خال)
 
لینک یادداشت
SARA789
SARA789 پنج شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲
می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی؟؟// این گفت سحر گه گفت بلبل توچه میگویی؟؟
 SARA789: حالا بابلبل بگین
 hannaneh: سحربلبل حکایت باصبا کرد/که عشق روی گل باما چه هاکرد(جفا)
 حسین شیبانی: سنگ دلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی؟ جور و جفا بکن اگر مهر و وفا نمی کنی(سنگ)
 magamifard fatemeh: شب و صحرا و گل و سنگ /همه دل داده به اواز شباهنگ<شب>
 حسین شیبانی: هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ/ از یمن دعای شب و ورد سحری بود( گنج)
 magamifard fatemeh: دعای صبح واه شب کلیدگنج مقصود است/بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
 magamifard fatemeh: از شب
 حسین شیبانی: شب چو در بستم و مست از می نابش کردم/ ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم( مست)
 magamifard fatemeh: شبی مست و بی خبر گذشتم ز ویرانه ای/چشم مستم افتاد اندر خانه ای<ویرانه>
 حسین شیبانی: گنج خود را در دلم کردی نهان/ پای در ویرانه کردی عاقبت( نهان)
 hannaneh: همه کارم زخودکامی به بدنامی کشیداخر// نهان کی ماند آن رازی کزوسازند محفلها
 hannaneh: (صبا)
 حسین شیبانی: ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار/ ببر اندوه دل و مژده ی دیدار بیار( دل)
 khasteh5271: دلی از آینه داریم و کس نمی خواهد/تمام شهر خریدار قلب آهن توست ( گیسو)
 حسین شیبانی: آنان که به گیسو دل عشاق ربودند/ از دست تو در پای فتادند چو گیسوی
 حسین شیبانی: آنان که به گیسو دل عشاق ربودند/ از دست تو در پای فتادند چوگیسوی( دست)
 kamran13: یار اگر با ما گهی صلح و گهی پیکار داشت ما حریف عشق او بودیم و با ما کار داشت
 سحر: دست از طلب ندارم تا کام من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید(چشم)
 حسین شیبانی: مرا چشمی است خون افشان زدست آن کمان ابرو/ جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم از آن ابرو( فتنه)
 kiu1299: ای کنده سیل فتنه ز بنیادت / وی داده باد حادثه بر بادت(سیل)
 parisa: تاکی به تمنای وصال تو یگانه /اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
 parisa: ازتمنا
 حسین شیبانی: بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز/ در میان جام لعلت دردی آشامم هنوز( درد...به ضم د)
 parisa: درد عشقی کشیده ام که مپرس //زهر هجری کشیده ام که مپرس
 parisa: از هجر بگید...
 حمید ضیایی قمی: همره دردی کشان کوی سربازان عشق /همزبان ساقی و همسایه میخانه ام (ساقی)
 mohadese626: چشم آسایش که داردازسپهرتیزرو؟ // ساقیاجام میم ده تابیاسایم دمی
 mohadese626: چشم آسایش که داردازسپهرتیزرو؟ // ساقیاجام میم ده تابیاسایم دمی (اسایش)
 حسین شیبانی: آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا( دشمن)
 Elaheh 1990: ما را سریست با تو که گر خلق روزگار / دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم (روزگار)
 mohadese626: روزگاری مانگاری داشتیم // این چنین خارنبودیم اعتباری داشتیم
 mohadese626: روزگاری مانگاری داشتیم // این چنین خارنبودیم اعتباری داشتیم (اعتبار)
 kiu1299: با یادِ لبت طعمِ غزل شیرین شُد /ای زینت شعر , اعتبار آوردی(لب)
 Elaheh 1990: لب از ترشح می پاک کن برای خدا / که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد (اکسیر)
 حسین شیبانی: گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد/ اکسیر عشق بر مسم آویخت زر شدم( سرخ)
 Elaheh 1990: نخواستم که بگویم حدیث عشق و چه حاجت / که آب دیده سرخم بگفت و چهره زردم (تشنه)
 حسین شیبانی: رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس/ گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت( رندان)
 Elaheh 1990: زاهد از کوچه ی رندان به سلامت بگذر / تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند (صحبت)
 حسین شیبانی: من وهم صحبتی اهل ریا دورم باد/ وز گرانان جهان رطل جهان ما را بس( رطل)
 Elaheh 1990: می خور که هر که آخر کار جهان بدبد / از غم سبک برآمد و رطل گرا گرفت (غیرت)
 حسین شیبانی: غیرتم کشت که معشوق جهانی لیکن/ روز وشب عربده با خلق جهان نتوان کرد( روز)
 parisa: روزها گر رفت گو رو باک نیست//تو بمان ای آن که جز تو پاک نیست
 parisa: ازپاک
 Elaheh 1990: چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است / بر رخ او نظر از آینه ی پاک انداز (طریقت)
 حسین شیبانی: در طریق عشقبازی امن وآسایش بلاست/ ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی( بلا)
 Elaheh 1990: می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان / هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان (حرام)
 حسین شیبانی: در مذهب ما باده حلال است و لیکن/ بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است( مذهب)
 Elaheh 1990: ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق / هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد (چراغ)
 vania: چراغ روی توراشمع گشته پروانه/مرازحال توباحال خیوش پروا نه(عشق)
 حسین شیبانی: عشقبازی کار بازی نیست ای دل سربباز/ زانکه گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس( چوگان)
 Elaheh 1990: خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد/ ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد (سایه)
 حسین شیبانی: سایه ما کشته ی عشقیم که این سنگین دل/ مصلحت را مدد از تیشه ی فرهاد گرفت( مدد)
 Elaheh 1990: ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی / که غریب ار نبرد ره به دلالت ببرد (لشکر)
 حسین شیبانی: شد لشکر غم بی عدد از بخت می‌خواهم مدد. / تا فخر دین عبدالصمد باشد که غمخواری کند.( بخت)
 Elaheh 1990: بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را / بنشینم و بنشانم و گل بر سرش افشانم (شرط)
 حسین شیبانی: روز نخست چون دم رندی زدیم وعشق/ شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم( دم)
 kiu1299: ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم /بجز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم(روی)
 vania: چراغ روی توراشمع گشته پروانه/مرازحال توباحال خویش پروا نه(پروانه)
 SARA789: پیش از این پروانه بودم دوش رفتم پیش یار//خدمتی کردم به سر شمع شبستان امدم
 parisa: میخورد خون دلم مردمک دیده سزاست///که چرا دل به جگر گوشه مردم دادم<خون>
 zhila93s: نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست »
 parisa: تو همچو صبحی ومن شمع خلوت سحرم// تبسمی کن و جان بین که چون همی سپرم<صبح>
 saboori: صبح دم از عرش می آمد خروشی // عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند(کامپیوتر)
 AFSANEH1: کامپیوتر نه رایانه
 AFSANEH1: صبح دم از عرش می آمد خروشی // عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند (عرش)
 Shaghayegh: باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین /بی نفخ صور خواسته تا عرش اعظم است (طبیب)
 AFSANEH1: امشب شبه مهتابه حبیبم رو می خوام/ حبیبم اگر خوابه طبیبم رو می خوام (حبیب)
 maghseti: چو با حبیب نشینی و باده پیمایی به یاد دار محبان باد پیما را
 MAHBOOB4623: طبیبان را ز بالینم برانید/ مرا از دست ایشان وارهانید. به گوشم جای این ایات افسوس سرود زندگانی را بخوانید
 mahtab18: من از دیار غریبم نه از بلاد غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم ( شیر)
 Elaheh 1990: شیر در بادیه عشق تو روباه شود// آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست (نور)
 zahra24: در خرابات مغان نور خدا میبینم***این عجب بین که چ نوری ز کجا میبینم(بهشت)
 Elaheh 1990: نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو // که مستحق کرامت گناهکارانند (نامه)
 
لینک یادداشت
روستایی
روستایی یکشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۴

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما
چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت

( گریه )



 
لینک یادداشت
arghavan21
arghavan21 شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲
تو دریا باش و دریا را برانداز/تو عالم باش و عالم را رها کن
 اکرم محمدزاده: نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی/سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟
 Afroooz71: الا ای آهوی وحشی کجایی؟//مرا با توست چندین آشنایی
 nik: یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش // می سپارم به تو از چشم حسود چمنش
 mohi: شاهدان را دلبری زین سان کنند/زاهدان را رخنه در ایمان کنند
 مهسا: دل می رود زدستم صاحندلان خدارا دردا که راز پنهان خولهد شد اشکارا
 zahrab1: کلمه؟
 mahtab18: از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایتا دهرا من هجرک القیامه (پسته )
 MAHBOOB4623: بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود / پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود.(فرهاد)
 Elaheh 1990: بیستون کندن فرهاد نه کاریست شگفت // شور شیرین به سر هرکه فتد کوهکن است (سودا)
 
لینک یادداشت
Sufia
Sufia دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۳
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتندو به پیمانه زدند(وصال)
 paniz500: وصال او ز عمر جاودان به/ خداوندا مرا آن ده که آن به(دیدار)
 gift1980: دیدار یارغایب دانی چه ذوق دارد//ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد(هدیه)
 24hr4: ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم/ که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد (دوست)
 ahmadjalili: دوست آن باشد که گیرد دست دوست/ در پریشان حالی و در ماندگی(رفیق)‏
 24hr4: دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد/ یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد (سر)
 ahmadjalili: سر نامه به نام آن خداوند / که دلها را به دلها کرد پیوند ‏(پیک)‏
 Elaheh 1990: ای پیک پی‌خجسته که داری نشان دوست / با ما مگو بجز سخن دل نشان دوست (چمن)
 ahmadjalili: چمن بی همنشین زندان جانست / صفای بوستان از دوستان است ‏(گل)‏
 kimia7: گلی خوشبوی در حمام روزی / رسید از دست محبوبی به دستم (محبت)
 ahmadjalili: در محبت جان اگر بازی خوش است / گر کنی بازی چنین بازی خوش است ‏(مهر)‏
 24hr4: دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی گیرد/ ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد (نوشدارو)
 ahmadjalili: نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب أمدی / بی وفا حالا که من از پا فتاده ام چرا ‏(فردا)‏
 24hr4: بیا تا بر آریم دستی ز دل/ که نتوان بر آورد فردا ز گل (کام)
 ahmadjalili: کاش فرود آئی از آن تیز گام / کز لب این چشمه ستانیم کام ‏(خلایق)‏
 24hr4: خلایق ز تو واله و درهمند/ تو چون زلف جعدت چرا در همی؟ (ساز)
 AFSANEH1: ساز در دست تو سوز دل من می گوید / من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب (سوز)
 24hr4: به یادت داغ بر دل می نشانم، ز دیده خون به دامن می فشانم/ چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش می کشانم (پریشان)
 24hr4: کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند/ خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما (رب)
 AFSANEH1: گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ /یا رب این قدر شناسی ز که آموخته بود (قدر)
 24hr4: چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/ آن شب قدر که این تازه براتم دادند (سحر)
 AFSANEH1: یکشب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت / داد خود را زآن مه بیدادگر خواهم گرفت (داد)
 soha80: داد با این همه افتادگی ام /عز آزادی و آزادگی ام
 sina92: محرم راز دل شِیدای خود کس نمی‌بینم ز خاص و عام را
 MAHBOOB4623: ای پادشه خوبان دادا از غم تنهایی / دل بی تو به جان امد وقت است که باز ایی. (دین)
 Elaheh 1990: روزگاریست که سودای بتان دین من است // غم این کار نشاط دل غمگین من است (قصه)
 mahtab18: محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد قصه ماست که در هر سر بازار بماند (شام)
 Elaheh 1990: ازاز دم صبح ازل تا آخر شام ابد // دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود (گوهر)
 
 مشاعره مشروط (75 یادداشت)
در این گروه یک نفر لغتی را عرضه میکند ونفر بعد بایستی بیتی بنویسد که آن لغت و یا مشتقات آن در آن بیت وجود داشته باشد